فیک جیمینعشق مخفی

فیک جیمین:عشق مخفی
part:2
این قسمت:خیانت لیا💔
(ویو دوهی)
بعد بیست دقیقه رسیدم خونه لیا زنگ در رو زدم در رو برام باز کرد
لیا:سلام زیبا
دوهی:سلام قشنگم خوبی؟
لیا:خوبم مرسی بیا تو
دوهی:...

با لیا رفتم داخل و از اونجایی که خیلی خسته بودم لیا من رو تا اتاق همراهی کرد و بهم لباس راحتی داد که بپوشم و شب راحت بخوابم و من لباس راحتی رو پوشیدم
لیا:دوهی تو بخواب من میرم دوش بگیرم
دوهی:باشه شب بخیر
لیا:شب بخیر
لیا رفت منم تو رو تخت دراز کشیدم تا اینکه صدای پیامک گوشی اومد صدا از گوشی لیا بود و من هم خیلی کنجکاو شدم و برام سوال بود که کی میتونه این وقت شب به لیا پیام بده برای همین پیام رو خوندم اون لحظه که پیام رو خوندم انگار دنیا رو سرم خراب شد و مغزم سوت کشید...
نویسنده:قشنگام الان حتما براتون سواله که اون چه پیامی بوده که برای لیا اومده بوده و وقتی دوهی خوندش انقدر حالش بد شد و خیلی تعجب کرد خیلی خب الان بهتون میگم
پیامی که برای لیا اومده بود و دوهی خوندش:👇👇👇
سلام لیا یادت نره کاری که بهت گفتم رو بکنی همین امشب بعد اینکه دوهی خوابش برد دست و پاهاش رو ببند و بی سر و صدا بیارش پیش من ، لیا ببین اگه ببینم کاری ازت سر بزنه و از دستورم سردپیچی کنی دوستت دوهی میمیره و اینطوری من هم با تو بی حساب میشم هم با پدر دوهی.
نویسنده:قشنگام این پیام از طرفه طلبکار اصلی پدر دوهی بوده همونی که پدر دوهی میخواست دوهی به زور باهاش ازدواج کنه و اسم طلبکاره هم جیهان هست به طور خلاصه بخوام بهتون بگم لیا هم دست جیهان شده و لیا میخواد که دوهی رو ببره پیش جیهان و پولی رو که جیهان بهش قول داده رو بگیره

(ویو دوهی)
آخه چطور ممکنه من و لیا از بچگی با هم بزرگ شدیم چطور تونسته فقط بخاطره پول به من خیانت کنه البته تعجبی هم نداره چون پول خیلی ها رو عوض میکنه ولی من نمیزارم اون جیهان و لیا عوضی نقشه شون رو عملی کنن همین الان از این خراب شده لعنتی فرار میکنم.
نویسنده:دوهی با اینکه حالش بد بود و نمیتونست باور کنه که لیا دوست صمیمیش تنها کسی که خیلی بهش اعتماد داشت اینجوری بهش خیانت کرده باشه به هر حال دوهی خیلی سریع و بی سر و صدا از خونه لیا فرار کرد و رفت خونه خودش...
(ویو دوهی)
از خونه لیا فرار کردم و رفتم به خونه خودم و رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم و اون لحظه فقط به خودکشی فکر میکردم نه چیز دیگه ای چون واقعا از این زندگی خسته شدم فقط لیا نبود که بهم خیانت کرده بود تو این چند سال تمام کسایی که بهشون اعتماد داشتم بهم خیانت کردن ولی واقعا انتظار نداشتم لیایی که اون همه باهام خوب رفتار میکرد هم بهم خیانت کنه پس میخوام دیگه خودم رو اذیت نکنم و همین الان خودم رو خلاص کنم.
نویسنده:دوهی اون لحظه فقط به خودکشی فکر میکرد برای همین یه چاقو برداشت که رگ خودش رو بزنه اما....
دیدگاه ها (۳)

بچه ها حمایت هاتون خیلی کم شده😢من ۷۰ تا فالور دارم ولی پست ه...

سلام قشنگام امیدوارم حال همتون خوب باشه ، میخواستم بهتون بگم...

جذبم کن پارت ۳:فلاش بک به خونه جونگ کوک: ویو جونگ کوک: اوف ب...

#ماه من # پارت ۱۰ جنگکوک گفت : جنگکوک : لیا عزیزم دیگه داره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط