..من برای باتو بودن بال و پر می خواستم

..من برای باتو بودن بال و پر می خواستم
دلبری را از تو اما بیشتر می خواستم

خواب بودم دیدمت آغوش وا کردی گلم
بوسه ای را از لبت وقت سحر می خواستم

از میان تیرگی ها پر کشیدم سوی تو
با همه آشفتگی هایم شرر می خواستم

ناز میکردی بیایی تا ببینم روی تو
کاش میدی کنار تو ثمر می خواستم

توی هر کوچه در هر خانه ای را میزدم
مثل یک دیوانه از عشقم اثر می خواستم

گرچه با تشویش بودم در پی دیدار تو
عشق من شاید ندانی تاج سر میخواستم
دیدگاه ها (۱)

ﻧﺎﺯ ﮐــﻦ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺐ ﻏــــــﺮﻕ ﺗﻤﻨــﺎﯾﺖ ﺷﻮﻡﺗﺎ ﻗﯿـــــﺎﻣﺖ ﺷــ...

روزها نیلوفر و شبها تو شب بو میشویمثل گلهای بهاری بس که خوشب...

بوی عطرش آمد و حیران شدم،اینجا نبودتا بگویم حرف هایم را به ا...

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پیر ...

part28

برده عمارت جئون

#ارباب_منPart: 15تهیونگ کوک رو می کشه و میندازه رو تخت و روش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط