به‌ سوی من چو می‌آیی،

به‌ سوی من چو می‌آیی،
تمام تن تپش و بال می‌شوم
چو در تو می‌نگرم،
زلال می‌شوم.....‌

دیدگاه ها (۰)

من ریشه‌های تو را دریافته‌امبا لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته...

و من تو را دوست می‌دارم ...و من تنفس تو را،مگوهای راز آلود ت...

‌ خدایا؛یادش را ، انتظارش راو ایمان به او را..لحظه‌ای از خاط...

‏شاید اگه شب نبود هیچوقت دلتنگی معنی پیدا نمیکرد...............

در هر کجای که می نگرم عکس تو را می نگرم..گویی که رشته رشته و...

می ترسم چشم باز کنمبه زلال بی کرانِ چشمانت زل بزنممی ترسم، ا...

با خود گفت چه فایده که بگویم؛ به‌هر حال نخواهد فهمید.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط