جایی در این دنیا هست...

جایی در این دنیا هست...

یک کوچه ی بسیار بسیار باریک در یک محله ی قدیمی...

انقدر باریک که فقط برای عبور یک نفر جا هست.

یک سر این کوچه به خانه ی من می رسد و یک سرش به خانه ی تو

من از یک طرف وارد کوچه میشوم و تو از طرف دیگر

در کمرکش کوچه به هم می رسیم...

حالا مجبوریم به چشمهای هم نگاه کنیم..

حالا مجبوریم جلوی خنده مان را بگیریم..که نمیشود! و ناگهان میزنیم زیر خنده!

و بعد مجبوریم با هم حرف بزنیم...

حالا یکی از ما باید مسیر آن یکی را دنبال کند..

یا تو مسیری را که آمدی بر میگردی و من به دنبالت می آیم...

یا من باید مسیری را که آمده ام برگردم و تو مرا دنبال کنی

تا ته کوچه.....

یا تو مرا به دنیای خودت می بری...

یا من تورا به دنیای خودم می برم

تا ته دنیا.......

جایی در این دنیا هست...

یک کوچه ی بسیار بسیار باریک در یک محله ی قدیمی...
دیدگاه ها (۴)

با تو شادمانم... برای تو می نویسم....به دور از وزن و قافیه.....

می نویسم از تو و از موج یادی که می کوبد به ساحل بی قرار قلبم...

این متن هم تقدیم به داداش های عزیزم که همیشه منو همراهی کردن...

جوری در آغوشت می‌خوابمکه خدا پیدام نکندخیال کنداشتباهی به تو...

پارت۲

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستریصدای تند و تیز قطار زیرزمین...

LESSON

وای...عاقا همینحالا یاد یکی افتادممم😭😭😭بیایین بیایین براتون ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط