پارت ۱

پارت ۱
ویو لنی
ساعت ۶ صبح بود بیدار شدم
امروز باید میرفتم مدرسه جدید و باید حواسم جمع باشه که کسی مثل دفعه پیش نفهمه خانواده ام کی هستند
جی ما (مامان لنی ) : لنی سریع باش صبحونه سرد شد
لنی : باشه مامان الان امد
۳۰ مین بد (مین واحد شمارش دقیقه به کره ای و اینگیلیسی است )
لنی صبحونه اش رو خورد و رفت دم در که کفش هاشو بپوشه
سان ها (بابا یه لنی) : لنی لطفا این دفعه مراقب باش چون اگه دوباره مدرسه ات بفهمه ما کی هستیم ممکن مجبور شی بری خارج درس بخونی( برای این که از اسم پدر و مادر لنی استفاده میکنن که بگن دختر کیم سان ها این جا درس می خوانه و و تبلیغات و استفاده ارز اسم و مقام در کره گاهی مثل این جور چیز ها جرم است )
لنی باشه مراقبم بای بای
سان ها بای بای
لنی بد از ۱۰ مین به مدرسه رسید جلوی در اسمش رو گفت و یکی از معلم ها راهنمایی اش کرد
ویو لنی
به مدرسه رسیدم و یکی از معلم ها راهنمایی ام کرد و گفت این کلاس تو هست
لنی باشه ممنونم
لنی در. زد و رفت تو سلام کرد و معلم گفت بچه ها این لنی دانش آموزان انتقالی
لنی سلام به همگی
بچه ها سلام
معلم برو اونجا بشین (کناره آیسا )
لنی باشه
#رمان#تهیونگ#جونگکوک
................
دیدگاه ها (۱۴)

p4ویو هاناصبح پاشدم و دست صورتمو شستم و صبحونه خوردم و رفتم ...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

چجوری توی مدرسه خرخون به نظر نیایم؟ 🍰⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌⏝درس‌خون ب...

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

هایکیوو پارت ۱

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

سناریو در خواستیییی چیفویو

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱$ویوکایراامروز باصدایی مامانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط