Part
Part 4
نوری در میان تاریکی
ایزوکو دویید سمت شوتو
ایزوکو : هی! سلام تو همونی هستی که تو آزمون ورودی بودی درسته؟
شوتو سرشو آروم برگردوند...
شوتو : اوهوم...
ایزوکو : بنظر زیاد اهل حرف زدن نیستی...
ایزوکو به ساعتش نگاه کرد و گفت : من دیرم شده، بعدا میبینمت خداحافظی🖐
شوتو هم رفت...
بعد دو هفته نتایج آزمون اومد و بنظر میومد ایزوکو قبول شده تو یو. ای
اولین روز مدرسه 👇
ایزوکو داشت میرفت داخل مدرسه که یک دختره جلوش رو گرفت (اوچاکو نچسب 😐)
اوچاکو : تو همون پسری هستی که من رو نجات دادی! ممنون!
ایزوکو تا خواست حرف بزنه اوچاکو بهش نزدیک شد و طوری بهش نگاه میکرد که انگار داشت آنالیزش میکرد
اوچاکو : تو خوشگلی
ایزوکو سریع فاصله گرفت و با لکنت گفت :ب...ببخشید ولی...من باید.. باید برم...
ایزوکو سریع رفت و دنبال کلاسش گشت... رو به کلاس وایساد و اسم کلاس رو خوند کلاس A-1
ایزوکو وارد کلاس شد و معلم داخل بود
آیزاوا : بیا تو و خودتو معرفی و بعد برو بشین
ایزوکو رو به بچه ها وایساد و گفت :من میدوریا ایزوکو هستم
ایزوکو چشمش به کاچان افتاد
کاتسوکی اخم کرده بود و به ایزوکو نگاه میکرد
آیزاوا : بسه دیگه برو یک جا پیدا کن بشین
ایزوکو رفت و یک صندلی پیدا کرد کنار اون پسر دو رنگه شوتو نشست
ایزوکو: دوباره همو دیدیدم اسمت چیه؟
شوتو آروم گفت : تودوروکی شوتو...
ایزوکو : امیدوارم دوست های خوبی بشیم
کلاس شروع شد...
شوتو بعضی وقتا نگاه کوچکی به ایزوکو مینداخت ولی سریع خودشو جمع و جور میکرد...
امیدوارم از این پارت هم خوشتون اومده باشه 💓 اگه خوشتون اومد لایک کنید چون خیلی بهم انرژی میده ❤ اگه مشکلی داشت واقعا ببخشید چون اولین بارمنه دارم فن فیک مینویسم 🌹
آریگادو ❤
نوری در میان تاریکی
ایزوکو دویید سمت شوتو
ایزوکو : هی! سلام تو همونی هستی که تو آزمون ورودی بودی درسته؟
شوتو سرشو آروم برگردوند...
شوتو : اوهوم...
ایزوکو : بنظر زیاد اهل حرف زدن نیستی...
ایزوکو به ساعتش نگاه کرد و گفت : من دیرم شده، بعدا میبینمت خداحافظی🖐
شوتو هم رفت...
بعد دو هفته نتایج آزمون اومد و بنظر میومد ایزوکو قبول شده تو یو. ای
اولین روز مدرسه 👇
ایزوکو داشت میرفت داخل مدرسه که یک دختره جلوش رو گرفت (اوچاکو نچسب 😐)
اوچاکو : تو همون پسری هستی که من رو نجات دادی! ممنون!
ایزوکو تا خواست حرف بزنه اوچاکو بهش نزدیک شد و طوری بهش نگاه میکرد که انگار داشت آنالیزش میکرد
اوچاکو : تو خوشگلی
ایزوکو سریع فاصله گرفت و با لکنت گفت :ب...ببخشید ولی...من باید.. باید برم...
ایزوکو سریع رفت و دنبال کلاسش گشت... رو به کلاس وایساد و اسم کلاس رو خوند کلاس A-1
ایزوکو وارد کلاس شد و معلم داخل بود
آیزاوا : بیا تو و خودتو معرفی و بعد برو بشین
ایزوکو رو به بچه ها وایساد و گفت :من میدوریا ایزوکو هستم
ایزوکو چشمش به کاچان افتاد
کاتسوکی اخم کرده بود و به ایزوکو نگاه میکرد
آیزاوا : بسه دیگه برو یک جا پیدا کن بشین
ایزوکو رفت و یک صندلی پیدا کرد کنار اون پسر دو رنگه شوتو نشست
ایزوکو: دوباره همو دیدیدم اسمت چیه؟
شوتو آروم گفت : تودوروکی شوتو...
ایزوکو : امیدوارم دوست های خوبی بشیم
کلاس شروع شد...
شوتو بعضی وقتا نگاه کوچکی به ایزوکو مینداخت ولی سریع خودشو جمع و جور میکرد...
امیدوارم از این پارت هم خوشتون اومده باشه 💓 اگه خوشتون اومد لایک کنید چون خیلی بهم انرژی میده ❤ اگه مشکلی داشت واقعا ببخشید چون اولین بارمنه دارم فن فیک مینویسم 🌹
آریگادو ❤
- ۶.۸k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط