مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 34
مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 34
ا/ت. این گوشی رو از اتاق من پیدا کردی میا؟
میا. نه از تو کمد مامانم پیداش کردم این تو یه جعبه دیگه بود که تو کمد قایم شده بود چطور مگه تو داخل اتاقت گوشی پیدا کردی؟
ا/ت. اره ون گوشی هم نوکیاس ولی با این تفاوت که دوربین هم داشت اما من نتونستم بازش کنم چون رمز داشت.... گفتم شاید اینم یه گوشی مخفی دیگه تو اتاقم بوده
سوریا. الان ون گوشی پیشته ا/ت؟
ا/ت. اره چطور؟
سوریا. شاید بتونم بازش کنم
ا/ت. اگه بتونی که خیلی خوبه چون من خیلی سعی کردم و هر تاریخی رو زدم اما باز نشد
میا. یعنی میگی شاید ارتباطی بین این دوتا گوشی باشه؟
ا/ت. احتمالش زیاده ولی مطمن نیستم..... بیا سوریا ( گوشی رو بهش داد
سوریا. چندتا عکس هم نشونم داده بودی ونا هم همراته؟ شاید رمز توی ون تصور مخفیه
میا. ووو تو خیلی کار بلدیاا کمکم دارم شک میکنم که همه چیز رو میدونی
سوریا. من رشته ام اینه و طبیعیه که بدونم اینا که برام چیزی نیست
میا. تو هکری؟
سوریا. تقریبا اره.... برای همین میشه به هرچیز کوجیکی شک کرد بعضی وقتا بزرگ ترین رمزها توی کوچیک ترين چیز ها مخفیه
ا/ت. اینم عکسا.. ( 3 تا عکس بود که مادر ا/ت از قتل پدرش گرفته بود اما خیلی تار بود و نمیشد به خوبی تشخیص داد که تصور چیه فقط رود خانه و بوته و چندتا درخت با دوتا انسان که خیلی تار بود مشخص بود
سوریا. اینا که خیلی تارهه....
میا. سخت شد که...
سوریا. برعکس.... ( پوزخند
ا/ت. چیزی فهمیدی؟
سوریا. به این عکس دقت کن..... یه لایه بهش چسبیده ( عکس رو تقریبا پاره کرد و لایه پشتیش رو برداشت
سوریا. بفرما اینم رمز
ا/ت. میا. واوووو تو خیلی باهوشی سوریا.. (خوشحال و کنجکاو
سوریا. ( رمز گوشی رو زد و گوشی باز شد).. خوب حالا تو چه برنامه ای بریمم؟
ا/ت. گالریی
میا. چرا گالری اخه؟
ا/ت. چون ممکنه ربطی به این عکس داشته باشه
میا. اهومم
سوریا. رفت گالری اما تو گالری فقط یه فیلم بود سوریا فیلم رو پخش کرد فیلم نسبت به عکسا واضح تر بود و چهره ها یکم مشخص شد
ا/ت. این.. این که باباس
سوریا. پس ون یکی مرد کیه؟
ا/ت. نمیدمی...... ( یاد نامه افتاد که مادرش نوشته بود)..... فکر کنم پدر بزرگمه
سوریا. عه عه کشتشش (تعجب
ا/ت. پس مادرم راست گفته بود
میا. مگه چی گفته بود؟
ا/ت. ون نامه ای که تو حیاط پیدا کردیم رو یادته؟
میا. اره.. خوندیش؟
ا/ت. اره ون نامه از طرف مادرم بود و همه چیز رو که تو گذشته اتفاق افتاده برام نوشته بود... ( نامه رو از کیفش در اورد و داد به میا) بخونش
سوریا و میا. نامه رو خوندن...
سوریا. ا/ت من براساس چیز هایی که خوندم و تا الان فهمیدم... فکر کنم چویی هینجون پدربزگته و پدرت لی سیان ون رو کشته... حالا این وسط میریم سر قرارداد ها این آخریه که بین لی لیسان و کیم تهیونگ بوده که فکر کنم واسه فروش تو بوده و ون فیش پولی بوده که تهیونگ واسه خرید تو داده اما اینکه چرا تو رو خریده هنوز نامعلومه و کیم یوجونگ هم حدس میزنم پدر کیم تهیونگ باشه این رو میگم چون تشابه فامیلی دارن و میشه اینو گفت که پدر و پدربزگت با کیم یوجونگ قراردادی بستن اما سر موضوعی که ونم نا مشخصه بینشون اختلافی پیش میاد و پدرت پدربزگت رو میکشه و مادرت چون نمیخواسته با قاتل پدرش زندگی کته ازت پدرت طلاق میگیره ونم به شرط رها کردن تو و ون گوشی مخفی هم احتمال داره که لیسان به وسیله ون باهاشون ارتباط داشته و برای اینکه کارش مخفی بمونه سیم کارت رو درمیاره و گوش رو مخفی میکنه
میا. هوممم منطقیه
ا/ت. حتما همین طوره.... اما اگه بخوایم بیشتر بفهمیم باید با تهیونگ هم صحبت کنیم تا موضع واضح تر بشه الان تا حدودی میدونیم که چیشده
سوریا. به نظرت ون بهمون میگه که چیشده؟ ما فقط 3 روز وقت داریم
ا/ت. امیدوارم بگه... فقط وقتی میتونم سهامدار ها رو قانع کنم که لیسان پدرمو کشته که مدرک مهمی داشته باشم
میا. امیدوارم جواب بده....
ادامه دارد.....
( امشب این فیک رو تموم میکنم)
ا/ت. این گوشی رو از اتاق من پیدا کردی میا؟
میا. نه از تو کمد مامانم پیداش کردم این تو یه جعبه دیگه بود که تو کمد قایم شده بود چطور مگه تو داخل اتاقت گوشی پیدا کردی؟
ا/ت. اره ون گوشی هم نوکیاس ولی با این تفاوت که دوربین هم داشت اما من نتونستم بازش کنم چون رمز داشت.... گفتم شاید اینم یه گوشی مخفی دیگه تو اتاقم بوده
سوریا. الان ون گوشی پیشته ا/ت؟
ا/ت. اره چطور؟
سوریا. شاید بتونم بازش کنم
ا/ت. اگه بتونی که خیلی خوبه چون من خیلی سعی کردم و هر تاریخی رو زدم اما باز نشد
میا. یعنی میگی شاید ارتباطی بین این دوتا گوشی باشه؟
ا/ت. احتمالش زیاده ولی مطمن نیستم..... بیا سوریا ( گوشی رو بهش داد
سوریا. چندتا عکس هم نشونم داده بودی ونا هم همراته؟ شاید رمز توی ون تصور مخفیه
میا. ووو تو خیلی کار بلدیاا کمکم دارم شک میکنم که همه چیز رو میدونی
سوریا. من رشته ام اینه و طبیعیه که بدونم اینا که برام چیزی نیست
میا. تو هکری؟
سوریا. تقریبا اره.... برای همین میشه به هرچیز کوجیکی شک کرد بعضی وقتا بزرگ ترین رمزها توی کوچیک ترين چیز ها مخفیه
ا/ت. اینم عکسا.. ( 3 تا عکس بود که مادر ا/ت از قتل پدرش گرفته بود اما خیلی تار بود و نمیشد به خوبی تشخیص داد که تصور چیه فقط رود خانه و بوته و چندتا درخت با دوتا انسان که خیلی تار بود مشخص بود
سوریا. اینا که خیلی تارهه....
میا. سخت شد که...
سوریا. برعکس.... ( پوزخند
ا/ت. چیزی فهمیدی؟
سوریا. به این عکس دقت کن..... یه لایه بهش چسبیده ( عکس رو تقریبا پاره کرد و لایه پشتیش رو برداشت
سوریا. بفرما اینم رمز
ا/ت. میا. واوووو تو خیلی باهوشی سوریا.. (خوشحال و کنجکاو
سوریا. ( رمز گوشی رو زد و گوشی باز شد).. خوب حالا تو چه برنامه ای بریمم؟
ا/ت. گالریی
میا. چرا گالری اخه؟
ا/ت. چون ممکنه ربطی به این عکس داشته باشه
میا. اهومم
سوریا. رفت گالری اما تو گالری فقط یه فیلم بود سوریا فیلم رو پخش کرد فیلم نسبت به عکسا واضح تر بود و چهره ها یکم مشخص شد
ا/ت. این.. این که باباس
سوریا. پس ون یکی مرد کیه؟
ا/ت. نمیدمی...... ( یاد نامه افتاد که مادرش نوشته بود)..... فکر کنم پدر بزرگمه
سوریا. عه عه کشتشش (تعجب
ا/ت. پس مادرم راست گفته بود
میا. مگه چی گفته بود؟
ا/ت. ون نامه ای که تو حیاط پیدا کردیم رو یادته؟
میا. اره.. خوندیش؟
ا/ت. اره ون نامه از طرف مادرم بود و همه چیز رو که تو گذشته اتفاق افتاده برام نوشته بود... ( نامه رو از کیفش در اورد و داد به میا) بخونش
سوریا و میا. نامه رو خوندن...
سوریا. ا/ت من براساس چیز هایی که خوندم و تا الان فهمیدم... فکر کنم چویی هینجون پدربزگته و پدرت لی سیان ون رو کشته... حالا این وسط میریم سر قرارداد ها این آخریه که بین لی لیسان و کیم تهیونگ بوده که فکر کنم واسه فروش تو بوده و ون فیش پولی بوده که تهیونگ واسه خرید تو داده اما اینکه چرا تو رو خریده هنوز نامعلومه و کیم یوجونگ هم حدس میزنم پدر کیم تهیونگ باشه این رو میگم چون تشابه فامیلی دارن و میشه اینو گفت که پدر و پدربزگت با کیم یوجونگ قراردادی بستن اما سر موضوعی که ونم نا مشخصه بینشون اختلافی پیش میاد و پدرت پدربزگت رو میکشه و مادرت چون نمیخواسته با قاتل پدرش زندگی کته ازت پدرت طلاق میگیره ونم به شرط رها کردن تو و ون گوشی مخفی هم احتمال داره که لیسان به وسیله ون باهاشون ارتباط داشته و برای اینکه کارش مخفی بمونه سیم کارت رو درمیاره و گوش رو مخفی میکنه
میا. هوممم منطقیه
ا/ت. حتما همین طوره.... اما اگه بخوایم بیشتر بفهمیم باید با تهیونگ هم صحبت کنیم تا موضع واضح تر بشه الان تا حدودی میدونیم که چیشده
سوریا. به نظرت ون بهمون میگه که چیشده؟ ما فقط 3 روز وقت داریم
ا/ت. امیدوارم بگه... فقط وقتی میتونم سهامدار ها رو قانع کنم که لیسان پدرمو کشته که مدرک مهمی داشته باشم
میا. امیدوارم جواب بده....
ادامه دارد.....
( امشب این فیک رو تموم میکنم)
- ۲۸.۶k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط