بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت سی شیش🍷🗡



تقلا میکرد برای یکم‌ نفس کشیدن
یه ثانیه بعد عقب رفتم

افتاد رو زمین و سرفه کرد
نیشخند کجی زدم

+پس زیر دست این و اون بودی و برای من مریم مـ.ــقدس بازی در میاوردی هوم؟

با ترس نگاهم کرد
خواست چیزی بگه که نزاشتم
آروم ولی ترسناک غریدم
_ساکت باش

دستشو گرفتم و تا به خودش بیاد پرت کردم رو تخت

هینی کشید
چشمای درشت و خوشگلش اشکی شده بود


جلو رفتم لب زد
_اقا من الک...

نزاشتم حرفش کامل بشه
دستمو گذاشتم دو طرف پیراهنش و کشیدم

صدای جر خوردن پیراهنش با جیغ این دختره یکی شد

زده بودم به سیم آخر

به زور بردمش اتاق

انداختم روی تخت
خواستم دستمو ببرم بقیه لباساشم پاره کنم که با کاری که کرد مات موندم!

دستشو دور گردنم حلقه کرد
سرشو فرو برد توی گردنم

انگار این کارش آبی بود رو آتیش

آروم شدم !
دیدگاه ها (۷)

بازی درخون 🍷🗡پارت سی هفت🍷🗡خواست سرشو بیرون بیاره که نزاشتم ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی هشت🍷🗡سیگارمو‌ کامل کشیدم باید خیلی زود ...

بچه ها ریدم تو اینایی که میگن چشم اجی حمایتت میکنیم ولی نمی...

بازی درخون 🍷🗡پارت سی پنج🍷🗡+شوخی میکنی دیگه؟ چشمکی زدم _به من...

#عشق شیرین #پارت7#ویوفلیکسسرشو بهم نزدیک کرد و به Labamخیره ...

p10 بیو هینابله 😑درست فکر میکردم یه مثلث عشقی.. ولی چرا اخه ...

𝑀𝓎 𝒮𝒶𝒹𝒾𝓈𝓂𝒾پارت ۱۹که دیدم کوک اومد تو اتاق..یه بالش پرت کردم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط