دختر تنها______________________________________ویو ا/ت

دختر تنها______________________________________ویو ا/ت
خیلی خسته بودم مطمعن بودم من قبول نمیشم چون اون موقعی خدا داشت شانش تقسیم می‌کرد جنابعالی سرویس بودم خیلی استرس نداشتم
اعضا : ا/ت لطفا تشویقش کنین
ا/ت : ماتم برده بود انگار برق زدم تو فکر بودم که الیسا محکم زد تو سرم گفت گوسفند برو دیگه
ا/ت : رفتم پیششون که پی دی نیم اومد میکروفن رو داد به من من نمی دونستم چی کار کنم یه فوش ایرانی زیر لب گفتم بعد گفتم : با سلام من ا/ت هستم خوشبختم میکروفن رو جلوی جین گرفتم که خندش گرفت
جین: چرا به من میدی مگه من قبول شدم بده به جیهوپ(خنده)
رفتم طرف جیهوپ که رفت پشت نامجون
نامجون میکروفن رو گرفت و گفت : خوب ا/ت تو از کجا اومدی؟
ا/ت : من از ایران به کره اومدم برای ادامه تحصیل اومدم خانوادم رو سر بلند کنم که پام به اینجا کشید
نامجون: خوبببببب ما دیگه میریم خدافظ امید وارم موفق باشید
رفتیم یکم اونور تر به الیسا علامت دادم بیاد پیشم
الیسا : آفرین دختر عالی بودی
ا/ت مرسی
نامجون : خب ا/ت خوش اومدی به گروه همراه ما بیا (روبه الیسا) اوه ببخشید ندیدمتون شما؟
الیسا: سلام من الیسا دوست ا/ت
اعضا: سلام
ا/ت : خوب بریم بفرمایید
ویو ا/ت : رفتم سوار ماشینم شدم پشت سرشون حرکت کردم تا رسیدم به یه خونه ی بزرگ و شیک از ماشین پیاده شدم دست الیسا رو گرفتم و پشت اعضا حرکت کردیم وقتی درو باز کردن ۴ نفر از اعضا وایستاده بودن و به من خوش‌آمد گفتن که جونکوک گفت: نگفته بودید عضو نهمم داریم(روبه الیسا)
الیسا: نه من دوست ا/ت هستم
تهیونگ زد به بازوی جونکوک و گفت : ما کی گفتیم عضو نهم میخوایم آقا
جونکوک: خب فکر کردم میخوایم چیه خب سوال کردم
همه خندیدن منم یه لبخند زدم
نامجون:کوک میشه اتاق آرت رو نشونش بدی؟
کوک: چشم بریم
توی راه بودیم یه نگاه به پشتم کردم که

خب بچه ها خدافظ از این به بعد سعی میکنم زود زود پست بزارم بایییییی
دیدگاه ها (۰)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

این عشق فیک نیست پارت 2//ویو ساعت 5//. //ویوی ا/ت //د...

پارت. ۳۱

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط