مردی، حلوافروش را گفت که کمی حلوایم به نسیه ده.

مردی، حلوافروش را گفت که کمی حلوایم به نسیه ده.

حلوافروش گفت: بچش، حلوای نیکی است. گفت: من به

قضای رمضان سال پیش روزه دارم. حلوافروش گفت: پناه به

خدا! اگر با چون تو معامله کنم تو قرض خدا را سالی به دیگر

سال عقب اندازی با من چه خواهی کرد

#شیخ_بهایی
دیدگاه ها (۲)

🔴 شهیدی که موساد دست‌بردار او نبود...🔺 شهید علی فولادوند؛ دا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 154✦...................

#عاشق در نگاه او part 1امروز هوسوک با داد بیدارم کرد که بلند...

Iove and the MoonPart 44ویو یوناچند ثانیه فقط به در خیره شده...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 18مراسم با آرامش ادامه پیدا کرد.وقتی...

درخواستی چیفویو

پارت پانزده ویو لونا یونگی به من خیانت کرد خیلی حالم بد بود ...

چندپارتی یونگی

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط