قاصدكى بودم،

قاصدكى بودم،
چند لحظه اى
مهمانِ دست هايت !
گله اى ندارم از تو،
باد آورده را باد مى برد ديگر ....
دیدگاه ها (۱)

عباس رضایی | abbasrezaei

▪️کاش حرم بودم▪️و مهمان تو بودم▪️مهمان تو▪️و سفره ی احسان تو...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

ای کاش وقتی خوابم می برد دیگه تو خواب دست و پاهام نمی لرزيد😔...

اجتماعی مذهبی

عاشقانه های شبنم حرم

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

وقتی دست افتاده ای را میگیری و لبخند را مهمان قلبش می کنی ؛و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط