شعر هایی،

شعر هایی،

که برایت می نویسم ،

چاپ نمی کنم ...

نمی‌فروشم ...

می گذارم در کوزه ،

شرابی شود چند ساله.

به وقت دلتنگی،

بنوشی شان
دیدگاه ها (۴)

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبوداز بخت بدم هیچکس آگاه نبودحالا شد...

متنی واقعازیبا"ﻣﺮﺩ" ﺭﺍ ﺑﻪ "ﻋﻘﻠﺶ" ﺑﻨﮕﺮ ؛ ﻧﻪ ﺑﻪ "ﺛﺮﻭﺗﺶ" !!"ﺯﻥ"...

چه دردناکه ..... وقتی ناتوان می ایستی ..... ...

زمستان بود و بی تابی ، دلم جایی فدایی شدنفس در سینه خشکش...

❤️🍃میان جمعیت گشتم که پیدایت کنم از دور به شوق اینکه یک‌لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط