پارت ۱۱

پارت ۱۱
پرهام :باشه آروم من میرسونمت
__لازم نکرده خودم پیاده میرم
پرهام :آخه تو با این حال بدت پیاده بری مرده میرسی خونه البت دور از جونتون
با اخم نگاش کردم که گفت :خواهش میکنم
قبول کردم چاره ی دیگه ایی نداشتم
سوار ماشین شدیم اوووو بچه رو کم نیاورده رسما شیشه عطر رو تو ماشین خالی کرده
پرهام :خب کجا بریم
آدرس رو دادم و حرکت کرد که گوشش زنگ خورد
پرهام به به خانم و آقای رادمنش زلزله ها ۹۰۰۰ ریشتری خوب هستین
وا حتما خواهر و برادرشه که اینطوری میکنه اصلا به من چه
پرهام شرو کرد داد زدن :چی شما دو نفر چه غلطی کردید با اجازه کی گیرتون بیارم میکشمتون
بخدا اگه سمتم بیاید دوتاییتونو تحویل پلیس میدم
داشت داد میزد که داشتیم میرفتیم تو یه ماشین که جیغ زدم ولی صدام تو داداش گم شد که
یهو........
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۱۰)

ادامه پارت ۱۱ یهو فرمون رو کشیدم که پرهام به خودش اومد و گوش...

جاذبه ی چشمات 😍 پارت ۱۲ که دیدم رها داره صبونه میخوره و با س...

♡رمان جاذبه ی چشمات ♡پارت ۱۱♡پرهام :باشه آروم باش من میرسونت...

♡رمان جاذبه ی چشمات ☆پارت ۱۰ ☆دوتامون بلند شدیم و نگاه به لب...

my love part 6

[برادر ناتنی]Part-۸فرمونو گرفتم و چرخوندم پیچ بلندی بود&هی ه...

𝙋 :: 2ویو ساعت 30 :: 6ویو ا/تبلند شدم از خونه زدن بیرون و رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط