ای تو برقلب من از هرکه سزاوارترین

ای تو برقلب من از هرکه سزاوارترین
این منم در ره جانان تو غمخوار ترین

آن لب لعل تو ای دوست چه با من بکند
بی گمان هست پر از رمزو پر اسرارترین

گر تو از کوی من دلشده آخر بروی
می شوم از غم هجران تو بیمار ترین

ساحت عشق تو از هرچه که آلوده بَری
این منم بهر وصال تو چه دلدارترین

ای وفا دارترین و ، تو همه مونس جان
می کنم جان به فدای تو وفادارترین
دیدگاه ها (۲)

دوست داشتنت را از کجا شروع کنم ؟چشمانت ؟چشمانت... آغاز و پای...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

از لبت یک کام میگیرم اگر اسراف نیست...بی تو میمیرم بدان این ...

چشم هایت را میبوسم وقتی در خوابیتا مهتاب حسودی کند! رویت را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط