شده ام سنگ صبور روزگار... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را ي

شده ام سنگ صبور روزگار... دارد تمام غم هاي ديرينه اش را يك جا به خوردم ميدهد...
عادت ميكنم به داشتن چيزي وسپس نداشتنش...
به بودن كسي وسپس نبودنش,
تنها عادت ميكنم فراموش نه!
شبها زير دوش آب سرد...
رها ميكنم بغض زخم هايم را,
درحالي كه ميگويند:
خوش به حالش...
چه زود فراموش كرد...
دیدگاه ها (۳)

دیشب که باران امد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم ...

عشق یعنی اینکه:طرفت نفهمه که چرا زیر بارون خیس نمیشه"

اينجا ماندن بهانه ميخواهد... اينجا حرفهاي بي منطق من بوي دل ...

ببینمت...گونه هایت خیس است...بازبااین رفیق ناباب...نامش چه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط