.

.
روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنم
من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم

شرط خوشحالی ، در این دنیا فقط دیوانگیست
بعد تو ، دیوانه می بینم ... حسادت می کنم

می روی ، زیر فشار زندگی خم می شوم
می شوم ! اما به سختی استقامت می کنم

مدتی ، در قلب من بودی و حالا در سرم !
کار سختی نیست ... تنها جا به جایت می کنم

بعد از این گاهی سلامی، گوشه چشمی، خنده ای
شکر ایزد ! در همین حد هم قناعت می کنم

من نه جلادم ! نه زندانبان ، کسی هم نیستم
چون خودت می خواستی، باشد ! رهایت می کنم

لب به دندان می گزم ، ... پنهان بماند راز تو
بیش از این چیزی نمی گویم ، رعایت می کنم

پیش من خوشبخت بودی، بعد از این هم سعی کن
لا اقل خوشبخت تر باشی ، دعایت می کنم
دیدگاه ها (۱)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۲۷: زنجیرهایِ سرد، کلماتِ هراساناتاقِ مسترِ عمارت، با آ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

ابلیس

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنممن به این دلواپسی ها...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط