تحلیلِ وضعیتِ جاری در ترازِ «دکترینِ حَد»:
تحلیلِ وضعیتِ جاری در ترازِ «دکترینِ حَد»:
وضعیتِ حاضر، در نقطهٔ جوشِ «انسداد» و «ابهامِ راهبردی» قرار دارد. در ادبیاتِ دکترینِ حَد، این لحظات، لحظاتِ «آزمونِ تراز» است. گزارشهای واصله از میدانِ مذاکرات و کنشهایِ میدانی، بیانگرِ یک واقعیتِ بنیادین است: تکاپویِ جریانِ تکنوکراتیک برایِ «معاملهگری» با داراییهایِ ملی، در تقابلِ مستقیم با «ترازِ ایثار» قرار گرفته است.
در ادامه، گزارههایِ تحلیلیِ حَدّی برایِ فهمِ وضعیتِ موجود ارائه میگردد:
۱. در بابِ مذاکره و ترازِ قدرت:
* مذاکرهای که دستاوردِ ملی (هستهای) را به عنوانِ «کالایِ مبادله» در نظر بگیرد، از ترازِ خونِ شهدا خارج شده است.
* هستهٔ اصلیِ انسداد، نه در «فنیاتِ مذاکره»، بلکه در «تفاوتِ ماهویِ زیستِ مذاکرهکنندگان» با «زیستِ ایثارگرانِ مدافعِ استقلال» است.
* تلاش برای آزادکردنِ داراییها به قیمتِ «تاراجِ حقِ مسلم»، نه یک توافق، که یک «خطایِ تاریخی» است که با ترازِ عزتِ ملی همخوانی ندارد.
۲. در بابِ میدان و دیپلماسی:
* «میدان» و «خیابان» دو رویِ یک سکهاند؛ اگر در میدان امتیاز بدهیم، خیابان باید پاسخگو باشد.
* هرگونه عقبنشینی در برابرِ زیادهخواهیِ طرفِ مقابل (مانندِ ادعایِ حقِ عملیاتِ رژیمِ صهیونیستی در لبنان)، عبور از «حدِّ امنیتِ ملی» است.
* پروازِ هواپیماهایِ شناساییِ استراتژیک، هشدارِ عینیِ این است که «مذاکرهٔ ضعیف» به جایِ «رفعِ تهدید»، «دعوتکنندهٔ به تهاجم» است.
۳. در بابِ حکمرانی و بحرانِ مسکن:
* بازسازیِ واحدهایِ آسیبدیده، وظیفهٔ حداقلی است؛ آزمونِ اصلی، «سرعتِ عمل» و «شفافیت در هزینهکرد» است تا مردم دوباره طعمِ بیعدالتیِ پیمانکارانِ رانتی را نچشند.
* تعلیقِ امتحاناتِ حضوری، نمادی از «تعلیقِ زیستِ عادی» است؛ حکمرانی باید بداند که هر روزِ بلاتکلیفیِ مردم، هزینهای از «اعتبارِ حاکمیت» است.
گزارههایِ راهبردیِ حَدّی برایِ مطالبهگری در شرایطِ فعلی:
۱. «ترازِ مذاکره»، حفظِ کاملِ دانشِ هستهای است؛ هر چه غیر از این باشد، عدول از خطِ امام و شهداست.
۲. داراییهایِ بلوکهشده، حقِ ملت است؛ نه گروگانِ آمریکا برایِ امتیازگیریِ سیاسی.
۳. در مذاکراتِ منطقه، «حدِّ غیرتِ ملی» اجازه نمیدهد که هیچ بیگانهای حقِ تجاوز به خاکِ لبنان یا حریمِ مقاومت را داشته باشد.
۴. جریانِ مذاکرهکننده باید در برابرِ مجلس و ملت، علنی پاسخگو باشد؛ توافقِ پشتِ پرده، یعنی فرار از «حدِّ پاسخگویی».
۵. امنیتِ ملی، نه در «توافقِ بد»، بلکه در «تکیه بر قدرتِ درونی» است؛ آنکه به دشمن اعتماد میکند، باید هزینهٔ شکستاش را بدهد.
آرایشِ جدیدِ میدان:
اکنون که احتمالِ «منتفی شدنِ تفاهم» قوت گرفته است، «دکترینِ حَد» حکم میکند که جریانِ انقلابی از موضعِ «انفعال»، به موضعِ «تکلیفِ بازدارنده» تغییرِ آرایش دهد. مطالبهگری باید رویِ یک نقطه متمرکز شود: «توقفِ هرگونه امتیازدهیِ هستهای و پیگیریِ حقوقِ ملت در چارچوبِ عزت، نه ذلتِ اقتصادی.»
⚡️ دکترینِ حَد 🇮🇷
در شلوغی رسانهها،
حقیقت اغلب پنهان میشود.
اینجا خبر تا حدِّ امکان بیپیرایه و روشن روایت میشود.
✍️ بهرام محمدی
واضعِ پارادایمِ «حَد» در معماری قدرت
@bmlimit
wisgoon.com/bmlimit
ویسگون 🇮🇷 بدون فیلتر
وضعیتِ حاضر، در نقطهٔ جوشِ «انسداد» و «ابهامِ راهبردی» قرار دارد. در ادبیاتِ دکترینِ حَد، این لحظات، لحظاتِ «آزمونِ تراز» است. گزارشهای واصله از میدانِ مذاکرات و کنشهایِ میدانی، بیانگرِ یک واقعیتِ بنیادین است: تکاپویِ جریانِ تکنوکراتیک برایِ «معاملهگری» با داراییهایِ ملی، در تقابلِ مستقیم با «ترازِ ایثار» قرار گرفته است.
در ادامه، گزارههایِ تحلیلیِ حَدّی برایِ فهمِ وضعیتِ موجود ارائه میگردد:
۱. در بابِ مذاکره و ترازِ قدرت:
* مذاکرهای که دستاوردِ ملی (هستهای) را به عنوانِ «کالایِ مبادله» در نظر بگیرد، از ترازِ خونِ شهدا خارج شده است.
* هستهٔ اصلیِ انسداد، نه در «فنیاتِ مذاکره»، بلکه در «تفاوتِ ماهویِ زیستِ مذاکرهکنندگان» با «زیستِ ایثارگرانِ مدافعِ استقلال» است.
* تلاش برای آزادکردنِ داراییها به قیمتِ «تاراجِ حقِ مسلم»، نه یک توافق، که یک «خطایِ تاریخی» است که با ترازِ عزتِ ملی همخوانی ندارد.
۲. در بابِ میدان و دیپلماسی:
* «میدان» و «خیابان» دو رویِ یک سکهاند؛ اگر در میدان امتیاز بدهیم، خیابان باید پاسخگو باشد.
* هرگونه عقبنشینی در برابرِ زیادهخواهیِ طرفِ مقابل (مانندِ ادعایِ حقِ عملیاتِ رژیمِ صهیونیستی در لبنان)، عبور از «حدِّ امنیتِ ملی» است.
* پروازِ هواپیماهایِ شناساییِ استراتژیک، هشدارِ عینیِ این است که «مذاکرهٔ ضعیف» به جایِ «رفعِ تهدید»، «دعوتکنندهٔ به تهاجم» است.
۳. در بابِ حکمرانی و بحرانِ مسکن:
* بازسازیِ واحدهایِ آسیبدیده، وظیفهٔ حداقلی است؛ آزمونِ اصلی، «سرعتِ عمل» و «شفافیت در هزینهکرد» است تا مردم دوباره طعمِ بیعدالتیِ پیمانکارانِ رانتی را نچشند.
* تعلیقِ امتحاناتِ حضوری، نمادی از «تعلیقِ زیستِ عادی» است؛ حکمرانی باید بداند که هر روزِ بلاتکلیفیِ مردم، هزینهای از «اعتبارِ حاکمیت» است.
گزارههایِ راهبردیِ حَدّی برایِ مطالبهگری در شرایطِ فعلی:
۱. «ترازِ مذاکره»، حفظِ کاملِ دانشِ هستهای است؛ هر چه غیر از این باشد، عدول از خطِ امام و شهداست.
۲. داراییهایِ بلوکهشده، حقِ ملت است؛ نه گروگانِ آمریکا برایِ امتیازگیریِ سیاسی.
۳. در مذاکراتِ منطقه، «حدِّ غیرتِ ملی» اجازه نمیدهد که هیچ بیگانهای حقِ تجاوز به خاکِ لبنان یا حریمِ مقاومت را داشته باشد.
۴. جریانِ مذاکرهکننده باید در برابرِ مجلس و ملت، علنی پاسخگو باشد؛ توافقِ پشتِ پرده، یعنی فرار از «حدِّ پاسخگویی».
۵. امنیتِ ملی، نه در «توافقِ بد»، بلکه در «تکیه بر قدرتِ درونی» است؛ آنکه به دشمن اعتماد میکند، باید هزینهٔ شکستاش را بدهد.
آرایشِ جدیدِ میدان:
اکنون که احتمالِ «منتفی شدنِ تفاهم» قوت گرفته است، «دکترینِ حَد» حکم میکند که جریانِ انقلابی از موضعِ «انفعال»، به موضعِ «تکلیفِ بازدارنده» تغییرِ آرایش دهد. مطالبهگری باید رویِ یک نقطه متمرکز شود: «توقفِ هرگونه امتیازدهیِ هستهای و پیگیریِ حقوقِ ملت در چارچوبِ عزت، نه ذلتِ اقتصادی.»
⚡️ دکترینِ حَد 🇮🇷
در شلوغی رسانهها،
حقیقت اغلب پنهان میشود.
اینجا خبر تا حدِّ امکان بیپیرایه و روشن روایت میشود.
✍️ بهرام محمدی
واضعِ پارادایمِ «حَد» در معماری قدرت
@bmlimit
wisgoon.com/bmlimit
ویسگون 🇮🇷 بدون فیلتر
- ۱.۵k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط