ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم
با خرابات آشناییم از خرد بیگانه‌ایم

خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع‌وار
هر کجا در مجلسی شمعیست ما پروانه‌ایم

اهل دانش را درین گفتار با ما کار نیست
عاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانه‌ایم

گر چه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهرست
ما به قلاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم

اندرین راه ار بدانی هر دو بر یک جاده‌ایم
واندرین کوی ارببینی هر دو از یک خانه‌ایم

خلق می‌گویند جاه و فضل در فرزانگیست
گو مباش اینها که ما رندان نافرزانه‌ایم

عیب تست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما
هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه‌ایم

از بیابان عدم دی آمده فردا شده
کمتر از عیشی یک امشب کاندرین کاشانه‌ایم

سعدیا گر بادهٔ صافیت باید باز گو
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

سعدی
دیدگاه ها (۲)

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

بوسیدنت که هیچ بغل کردنت که هیچ حتی نشد تو را که دلی سیر بو ...

آینده سازان موسیقی ایران😍😍😍😍😍#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فا...

(دوست)

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

#موزیک_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط