بر شیشه ی دل عکس رُخ یار کشیدم

بر شیشه ی دل عکس رُخ یار کشیدم
نقشی به غبار دل بیمار کشیدم

یکبار گذشتی از سر کوچه ی قلبم
صدبار سِرَک بر لب دیوار کشیدم

آن سرخی رویت به چه تشبیه نمایم
بر شاخه اناری به سپیدار کشیدم

تا چشم تو افتاد در این برکه ی قلبم
بَس سُرمه بر آن‌دیده ی خُمار کشیدم

ابرو به کمان بسته و بیدار نمودی
آن دَم که زِدل ناله ی تبدار کشیدم

از هستیِ گیتی دل ما بند نگاهیست
زین رو صَنما ،قبله به دیدار کشیدم

تا چشم رقیبان به تو افتاد رَمیدم
بر زُلف کَجَت چادر گلدار کشیدم

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه

🌺
🌺🌺
🌺🌺🌺
🌺🌺🌺🌺
دیدگاه ها (۰)

و شاید پاییز حکایت عشق زنجیروار برگ هاستهر کدام به خاطر دیگر...

حال من بدون تو چگونه است؟؟ ماهی دیده ای بی حوض؟؟؟ #ستایش_قلب...

دنیا خیلی کوچیکتر از اونیه که دوباره مسیرتون به آدمای قبلی ن...

عشق خیلی خنده دار است خیلی هم گریه دارد عشق،یا هست ... یا نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط