تکککک پارتییی از سوکجینکه نصفش رفت برای پارت بعددد
تکککک پارتییی از سوکجین؟؟؟(که نصفش رفت برای پارت بعددد؟)
خسته از سرکار برگشتم. در رو باز کردم و با صحنهای که دیدم چشمام گرد شد. خونه بهم ریخته بود. همه جا کثیف بود. زمین پر از اشغال خوراکی بود. دیدم جین و فیلیکس گرفتن خوابیدن. فیلیکس بچه ی من و جین بود و خیلی شیطون بود ولی جین از اون شیطون تر بود. رفتم یه بالشت پرت کردم سمت جین که از خواب پرید. گفتم: چیکار کردی جیننننن
با خونسردی گفت: من و فیلیکس کلی شیطونی کردیم و خوراکی خوردیم. جات خالی بود
با خنده گفتم : خونه رو ببین چیکار کردی
وقتی دور و برش رو دید با استرس از جاش بلند شد و شروع کرد تمیز کردم. منم کمکش کردم. دیدم فیلیکس خوابیه هنوز. وقتی کارمون تموم شد خسته نشستيم روی مبل. اومد بغلم کرد و لبم رو بوسید. فیلیکس رو بغل کردم و بردمش بالا. رفتم لباس هامو پوشیدم و رفتم پایین. دیدم جین نیستش. رفتم تلویزیون نگاه کردم. بعد یک ساعت صدای کلید رو شنیدم
خسته از سرکار برگشتم. در رو باز کردم و با صحنهای که دیدم چشمام گرد شد. خونه بهم ریخته بود. همه جا کثیف بود. زمین پر از اشغال خوراکی بود. دیدم جین و فیلیکس گرفتن خوابیدن. فیلیکس بچه ی من و جین بود و خیلی شیطون بود ولی جین از اون شیطون تر بود. رفتم یه بالشت پرت کردم سمت جین که از خواب پرید. گفتم: چیکار کردی جیننننن
با خونسردی گفت: من و فیلیکس کلی شیطونی کردیم و خوراکی خوردیم. جات خالی بود
با خنده گفتم : خونه رو ببین چیکار کردی
وقتی دور و برش رو دید با استرس از جاش بلند شد و شروع کرد تمیز کردم. منم کمکش کردم. دیدم فیلیکس خوابیه هنوز. وقتی کارمون تموم شد خسته نشستيم روی مبل. اومد بغلم کرد و لبم رو بوسید. فیلیکس رو بغل کردم و بردمش بالا. رفتم لباس هامو پوشیدم و رفتم پایین. دیدم جین نیستش. رفتم تلویزیون نگاه کردم. بعد یک ساعت صدای کلید رو شنیدم
- ۲.۲k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط