کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند

کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران -که می بارد- شما را تر کند ...
دیدگاه ها (۱)

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منمراوی چشم تو در این همه اشعا...

به هم بزن شکر و آب و آبلیمو رابیا به رقص در آر آن همه النگو ...

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیزکه انعطاف تو، یکسان نشسته ...

آنـقـدر دیـر آمـدی تا عـاقـبـت پـایـیــز شـدکاسـه ی صبـرم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط