"سایه خون"

"سایه خون"


🩸 پارت ۲۷ – دایی تاریک

ویو جون‌کوک

ته‌هونگ با صدای جدی گفت:
— جون‌کوک، ببین اون مرد... دایی لارا بود.
همون که همیشه ازش می‌ترسید.
لارا همیشه می‌گفت یه روز نباید دنبالش بره، چون اون یه چیزی پنهون کرده.

اخمام رفت تو هم.
— ته‌هونگ، چرا کشتیش پسررر؟

ته‌هونگ سریع گفت:
— نه، نمرده.
بردنش طبقه پایین، زیرزمین.
بهش گفتم تیر رو دربیارن، زنده نگهش دارن.
چون اون جواب سوالایی که داریم رو می‌تونه بده.

نفس عمیقی کشیدم.
— باشه، پس بریم پیش مردک.

ته‌هونگ مکث کرد.
— باشه... ولی...

— ولی چی؟

ته‌هونگ نگاهم کرد، یه‌جوری که انگار سال‌ها منتظر این لحظه بوده.
— تو لارا رو از کجا می‌شناسی؟

ساکت موندم.
— حتماً باید بهت توضیح بدم؟

ته‌هونگ:
— نمی‌دونم... ولی من مثل داداشتم.
باید بدونم.

پریدم وسط حرفش.
— بذار الان می‌گم. ببین...

---

فلش‌بک – اون شب بارونی

ماموریت تموم شده بود.
بارون می‌بارید، سنگین و سرد، ولی من خوشحال بودم.
پیاده راه می‌رفتم، سرم پایین، تو فکر بودم که یهو خوردم به یکی.

هم من افتادم، هم اون.
— آخ... کمرم...

دستمو گذاشتم رو زانوم، بلند شدم.
دیدم یه دختر با لباس مدرسه رو زمین افتاده.
چشماش قرمز، صورتش خیس از اشک.
چرا این وقت شب، با این لباس، بیرونه؟

دستمو جلوش گرفتم.
اونم گرفت، بلند شد.
پاش پیچ خورده بود، زانوش زخمی.

بازومو گرفته بود که نیفته.
یه حس عجیب پیچید توی دلم.
چی بود این؟
نکنه... نه، نه جون‌کوک، دیوونه نشو.

چترمو بالای سرش گرفتم.
— بگیرش.

— ن... نه...

— دختر جون، می‌فهمی چی می‌گم؟ بگیرش.

بالاخره چتر رو گرفت.
از جیبم یه چسب زخم درآوردم، نشستم رو یه زانو، زدم به پاش.
بلند شدم، رفتم.
اونم رفت... ولی اون لحظه، یه چیزی توی من عوض شد.

---

زمان حال

ته‌هونگ با چشمای گرد گفت:
— آها، پس اینجوری...

لبخند زدم.
— آره پسر.

و حالا... باید بریم سراغ دایی تاریک.
کسی که شاید کل گذشته‌ی لارا رو توی مشت خودش گرفته باشه.

ادامه دارد... 🖤
دیدگاه ها (۱)

🤣🤣🤣

جونکوکککک

"صدای بی اجازه" قسمت چهارم– ویو گهناقشنگ معلوم بود جزو بی‌تی...

"صدای بی اجازه" قسمت سوم: ویو گهنا اون پسر یه لحظه مکث کرد، ...

**part*ماشین با ترمز ناگهانی جونگ‌کوک جلوی ویلای بزرگ و مجلل...

****part*یه هفته بعد.....همه چیز از یه شبِ طوفانی توی دفتر ک...

20**part*---لارا بعد از چشمک ها یون گیول، یهو حس کرد لپاش دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط