پارت پنجم

پارت پنجم
ات ویو
بعد از تموم شدن تمیز کاری نشستم رو زمین کمرم خیلی درد میکرد آخه اون زنیکه کثافت بی‌شعور همه رو فرستاد استراحت فقط من دارم کار می کنم وسایل رو برداشتم رفتم ذاشتم تو انباری رفتم تا بخوابم در اتاقم باز شد و ارباب اومد داخل اتاق من رو کشون کشون برد تو اتاق خودش کامل مست بود در اتاقش رو قفل کرد تا حالا داخل عمرم اینقدر نترسیده بودم.
دیدگاه ها (۷)

رمان کوک و هیونا🌰❣️شخصیت ها:هیونا،کوک،ته،چیمی،هیوکهیونا:۱۴ س...

فیک فندق من❣️🌰part 3 ویو هیوناهیونا:بابامو هق میشناسی؟کوک:عا...

اول:اتاقی که ات داخلش بیدا شددوم:لباس خدمتکاریسوم: داخل عمار...

پارت چهارم ات ویو: وقتی بیدار شدم دیدم داخل یه اتاقم با تم م...

سبک سیاه زندگی

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۴۹ویو کوک خیلی تحریک شده بودم ولی داد ...

بیب من برمیگردمپارت: 79+ مادر جون من میرم اتاق مهمان یکم است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط