بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم

بازوانت را به مستی حلقه کن برگردنم
تا بلرزد زیر بازوهای سیمینت تنم
چهره یه زیبایه خود را ازرخ من وا مگیر
جز به اغوش چمن یا دامن من جا مگیر
راز عشق خویش را اهسته خوان در گوش من
جستجو کن عشق را در گرمیه اغوش من

من تو را تا بیکران ها من تو را تا کهکشانها
از زمین تا اسمانها دوست دارم می پرستم
من تو را همچون اهورا من تو را همچون مسیحا
همچون عطر پاک گلها دوست دارم می پرستم
من تو را با هستی خود با وجودم
عاشقم با خون خود با تار و پودم
من تو را با لحظه هایه انتظارم
عاشقم با این نگاه بی قرارم
من تو را همچون پرستو یاسمن ها نسترن ها
من تو را با انچه هستی دوست دارم می پرستم
دیدگاه ها (۴)

نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود. بـرچ...

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧـــــــﻪﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﺑﯿــﺎﻥ ﺍﺳــﻢ ﺗـ...

اگریکی رودیدی که وقتی داری ردمیشی برمیگرده ونگات میکنه بدان ...

قشنگ ترین صدای زندگی ، تپش قلب توست. با شکوه ترین روز دنیا ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط