از کنار هر دختری که رد می شد ،

از کنار هر دختری که رد می شد ،
یک تنه ی جانانه می زد و لذت می برد ...
یک اصطکاک دوست داشتنی با هرکسی که در نظرش خوش تراش تر بود!
یک آن دیدم مقابل من است
نفسم حبس شد
چادرم را کشیدم جلوتر و میخکوب سر جایم ایستادم
ببخشیدی گفت و خودش را کشید کنار ...

حالا دیگر چادرم را خیلی بیشتر دوست داشتم ...

خدایا ممنون بابت این سپرِ بلا !!!
دیدگاه ها (۱۸)

من دختری هستم که نود درصد آدمها درست مثل شما یک سنتی زاده ی ...

بازهم تقابل مسالمت آمیز چادرم با تابستان .... و یسر لی امری...

chador

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم خوشــــــگله برسونمت...

# سایه محافظ ## پارت پنجم ### رویارویی با افسانه کلنگِ چوبی ...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.20  (روایت از زبان جونگ کوک)...

آتیشی که از بارون شروع شدprt10---ویوی ا. تنفسم بند اومده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط