پارت خون ملکه خاص
پارت 11 خون ملکه خاص
«ویو ا.ت »
صورتم رو شستم اما چون لوازم آرایشی که استفاده کرده بودم ضد آب بودن پاک نشدن بعدش رفتم بیرون که دیدم کوک روی مبل نشسته که صدای در اومد خب معلوم بود خانواده کوک و تهیونگ اومده بودن پس رفتم سمت در کوک هم اومد وقتی کوک در رو باز کرد ی زن و مرد که بهشون میخورد کلا 40 سالشون باشه اومدن تو و کوک راهنماییشون کرد سمت حال و نشستن
( مادر کوک مک و پدر کوک پک میزارم )
— سلام خوش اومدید
مک : مرسی پسرم
مک : اون دختر که کنارته حتما همون دختر با خون خاصه
پک : خیلی هم خوش اندامه
«ویو کوک »
از حرف اون مردک هیز عصبی شدم ولی خیلی خونسرد گفتم
- آره این همون دختره که قرار ملکه من بشه ( دستم رو هم انداختم دور کمر ا.ت )
که ا.ت پشت سر حرف من گفت
+ سلام من کیم ا.ت هستم
« ویو ا.ت »
اوه مثل اینکه کوک سر من غیرتی شده اما به رو خودش نمیاره وای چه رمانتیک
مک : خب پس قراره هفته بعد هم ازدواج کنید هم پسرم پادشاه بشه
- بله خیلی برای اون روز چشم انتظارم
پک : اما از کجا معلوم که این دختر ی خون خاص داره
وقتی پدر کوک اون حرف رو زد کوک چسب زخمی که زده بود روی دستم رو محکم کند که از دستم خون بیاد اما غافل از این که من قراره جیغ بکشم وقتی که جیغ کشیدم گفتم اییی چرا اینجوری کردی درد میگیره
که البته از دستم خون می اومد بنده هم قلبم چون کوک دستش رو انداخته بود دور کمرم داشته بندری میرقصید خونمم که شیرین شده بود طوری که بوش باعث شد همه حتی کوک هم از خود بی خود بشه که باعث ترس من میشد که ی دفعه پدر کوک بلند شد که بیاد سمت من
« ویو کوک »
اوف این دختر دوباره داره قلبش بخاطر من تند میزنه آخه چرا الان خب اینجوری که همه میخوان از خونش بخورن که دیدم اون مردک کثافت بلند شد که بیاد سمت ا.ت پس ....
« پایان پارت 11 »
«ویو ا.ت »
صورتم رو شستم اما چون لوازم آرایشی که استفاده کرده بودم ضد آب بودن پاک نشدن بعدش رفتم بیرون که دیدم کوک روی مبل نشسته که صدای در اومد خب معلوم بود خانواده کوک و تهیونگ اومده بودن پس رفتم سمت در کوک هم اومد وقتی کوک در رو باز کرد ی زن و مرد که بهشون میخورد کلا 40 سالشون باشه اومدن تو و کوک راهنماییشون کرد سمت حال و نشستن
( مادر کوک مک و پدر کوک پک میزارم )
— سلام خوش اومدید
مک : مرسی پسرم
مک : اون دختر که کنارته حتما همون دختر با خون خاصه
پک : خیلی هم خوش اندامه
«ویو کوک »
از حرف اون مردک هیز عصبی شدم ولی خیلی خونسرد گفتم
- آره این همون دختره که قرار ملکه من بشه ( دستم رو هم انداختم دور کمر ا.ت )
که ا.ت پشت سر حرف من گفت
+ سلام من کیم ا.ت هستم
« ویو ا.ت »
اوه مثل اینکه کوک سر من غیرتی شده اما به رو خودش نمیاره وای چه رمانتیک
مک : خب پس قراره هفته بعد هم ازدواج کنید هم پسرم پادشاه بشه
- بله خیلی برای اون روز چشم انتظارم
پک : اما از کجا معلوم که این دختر ی خون خاص داره
وقتی پدر کوک اون حرف رو زد کوک چسب زخمی که زده بود روی دستم رو محکم کند که از دستم خون بیاد اما غافل از این که من قراره جیغ بکشم وقتی که جیغ کشیدم گفتم اییی چرا اینجوری کردی درد میگیره
که البته از دستم خون می اومد بنده هم قلبم چون کوک دستش رو انداخته بود دور کمرم داشته بندری میرقصید خونمم که شیرین شده بود طوری که بوش باعث شد همه حتی کوک هم از خود بی خود بشه که باعث ترس من میشد که ی دفعه پدر کوک بلند شد که بیاد سمت من
« ویو کوک »
اوف این دختر دوباره داره قلبش بخاطر من تند میزنه آخه چرا الان خب اینجوری که همه میخوان از خونش بخورن که دیدم اون مردک کثافت بلند شد که بیاد سمت ا.ت پس ....
« پایان پارت 11 »
- ۴.۲k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط