بو برده ام از عطر مشکوک تنت شبها

بو برده ام از عطر مشکوک تنت شبها
جایی دگر، عشقی دگر، یاری دگر داری

آهسته گفتی: دوستت دارم و از لحنت
معلوم شد ازمن کسی رادوست تر داری
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:6تهیونگ تار موی مشکی ای که روی پیشانی پ...

#دوست_شیطون_منPart:2یهویی هیونجین یه مشت خوابوند تو صورت هیس...

قمار یا زندگی پارت۴۲

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

تکپارتی درخواستی

رمان توکیو ریونجرز

پسر بد (61)

وقتی پیام یه دختر ناشناس رو روی گوشی دوست پسرت دیدی🧡پارت ۲رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط