از یه جایی به بعد آدم سخت میشه

از یه جایی به بعد آدم سخت میشه
دلش میخواد مهربون باشه باور کنه اما
یاد روزایی می افته که مهربون بوده باور کرده
بوی تند حماقت میزنه زیر بینیش
نمیشه که مثل سابق بشه،
میخواد که همه رو با یه چوب نزنه اما میزنه،
میزنه که نخوره...
از یه جایی به بعد یعنی درست از جایی که آدم دلش زخم میشه زبونش تلخ میشه...
شایدم واسه آدم احساساتی از یه جایی به بعد باید اینجوری بشه
نشه که نمیشه
نمیشه که یکی یه عمر توو جاده خواب و خیال تخته گاز بره
یه جا باید یه واقعیت سد راهش بشه
سرش بخوره به سنگ
خواب از سرش بپره
سخت بشه
منطقی بشه
آدم بشه
دیدگاه ها (۴)

خدا ما رو برای هم نمی ‏خواستفقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیم...

محبوبم! بر می گردم به ابتدای قصه داستان مردی که عاشق شد... د...

هی گفتم حالا نه، بعدا...بگذار این باران را هم قدم بزنم... ای...

مجبورملباسِ غریبه ها را تن کنم...خودم رابه یک باجه‌ی تلفن هم...

کپی ممنوع❌جایی خوندم نوشته بود: « من به کسی قول ندادمکه همیش...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

اصلا نیمفهمم چرا

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_16🍷🎸درحالی که دوباره...

خانواده ی کیبوتسوجی پارت ۱۰:فعلا برید حال کنید چون دیگه قرار...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط