گفت یک مصرع بگو از چشم ناز دلبرت

گفت یک مِصرَع بگو از چَشم نازِ دلبرت!
بَعد از آن شاعِر شُدم
دیوان نوِشتم جِلد جِلد

+ سمانه سیاحی
دیدگاه ها (۱)

ماه من چهره بر افروز که آمد شب عیدعید بر چهره‌ی چون ماه تو م...

میهمانِ دل من باش همین امشب راگور بابای ضرر، فطریه‌ات هم با ...

همیشه کنجِ خیالی نه بودنی، نه وصالیچگونه از تو بگویم که آرزو...

تُو نیمه‌ی منُمن نیمه‌ی تُواَمفقط تُو باشیو کامل کنی،مرا...+...

فیک مرد من ۱

#رمان:نفس در آغوش یک مافیا part13##🖋️پیش نویس:من عاشق رییسم ...

وحشی پارت 10+۱۸پرش به صبح روز بعد:تهیونگ: ات قشنگم بیدارشو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط