به سختی می توانم بگویم
به سختی می توانم بگویم
دلتنگ تو هستم
وقتی در این سرما،
لب هایم از دهان افتاده اند
چطور ببینمت؟
حالا که چشم هایم را،
زیر نیمکت دبستان جا گذاشته ام
من آنقدر بزرگ شده ام
که دیگر تمام آغوش ها برایم کوچک اند
دوستت دارم
و این گناه من نیست
باران هرگز به خاطر خیس کردنِ درخت ها،
از کسی معذرت نمی خواهد
علیرضا طالبی پور
دلتنگ تو هستم
وقتی در این سرما،
لب هایم از دهان افتاده اند
چطور ببینمت؟
حالا که چشم هایم را،
زیر نیمکت دبستان جا گذاشته ام
من آنقدر بزرگ شده ام
که دیگر تمام آغوش ها برایم کوچک اند
دوستت دارم
و این گناه من نیست
باران هرگز به خاطر خیس کردنِ درخت ها،
از کسی معذرت نمی خواهد
علیرضا طالبی پور
- ۴۶۵
- ۱۰ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط