#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
پارت ۹
- ناراحت شدی
+ نه بیا اون ست رو بندازیم
- چطوری شدم
+ بی نظیر
- دوسش داری
+ خیلی . منم یه چیزی باید بهت بدم
تهیونگ جلوم نشست یه جعبه از توی کشو درآورد و جلوم گرفت
+ جونگ کوک اجازه دارم توی شادی و غم هات شریک بشم و تورو هم توی شادی و غم هایم شریک کنم میشه همسرم بشی
- آره فقط یه چیزی چرا دور جعبه کوچیکه یه عالمه شیر موز گذاشتی
+ چون بانی کوچولو شیر موز دوست داره
- از کجا فهمیدی
+ تحقیق
روی تخت دراز کشیدم و یه شیرموز از شیر موزای داخل جعبه رو باز کردم و شروع کردم به خوردن. تموم که شد بیشتر خودمو به سینه ته فشردم
+ سردته
- یکم
ته پتو رو بیشتر روم کشید و بوسه ای نرم روی موهام گذاشت و سیاهی. صبح با صدای تهیونگ بیدار شدم
- چیشده
+ مگه نمیخوای بریم شهر بازی
- چرا
+ خب پاشو دیگه تازه شب باید بریم خونه مامان من
- باشه بریم صبحانه بخوریم گشنمه
+ صبحانه چیه الان باید ناهار بخوریم
- چچچچچچچیییییییی مگه ساعت چنده
+ ۱ ظهر حدودا
- نمید زود تر بیدارم کنی
+ آخه خیلی ناز خوابیده بودی
- باشه من شب نمیام
+ چرا
- چون خونه عمم دعوتیم
+ ولی من میخواستم تورو به همه معرفی کنم
- تهیونگ بزار وقتی که بهت گفتم ازت خواهش میکنم. به عنوان همسرت ازت خواهش میکنم
+ باشه بانی کوچولو ولی بعدش برمیگردی پیشم
- معلومه
+ ساعت چند میری میخوام برسونمت
- همه ۴ میرن من ۵
+ خب پاشو حاضر شو که بریم خرید
- تهیونگ من دیروز یه عالمه از کارتت خرج کردم
+ خب فدای سرت من دوست دارم برای همسر عزیزم خرید کنم
- باشه ولی اول باید یه چیزی میل بفرماییم من گشنمه
+ باشه برو دست و صورتت رو بشور تا بریم ناهار بخوریم
رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم بیرون و لباسم رو عوض کردم و رفتیم پایین.
- تهیونگ
+ جونم
- اجوما رو براش یه کار خوب پیدا کن منمیخوام خودم توی خونه کار کنم
+ اینجا عمارت موقتی هست وقتی بریم عمارت اصلی هر کاری دوست داشتی انجام بده چون هیچ خدمت کاری نیست
- باشه
نشستیم ناهار خوردیم . تهیونگ حاضر شده بود ولی من حاضر نبودم
- ته چی بپوشم
+ هودی مشکیه با شلوار جین
- باشه
پارت ۹
- ناراحت شدی
+ نه بیا اون ست رو بندازیم
- چطوری شدم
+ بی نظیر
- دوسش داری
+ خیلی . منم یه چیزی باید بهت بدم
تهیونگ جلوم نشست یه جعبه از توی کشو درآورد و جلوم گرفت
+ جونگ کوک اجازه دارم توی شادی و غم هات شریک بشم و تورو هم توی شادی و غم هایم شریک کنم میشه همسرم بشی
- آره فقط یه چیزی چرا دور جعبه کوچیکه یه عالمه شیر موز گذاشتی
+ چون بانی کوچولو شیر موز دوست داره
- از کجا فهمیدی
+ تحقیق
روی تخت دراز کشیدم و یه شیرموز از شیر موزای داخل جعبه رو باز کردم و شروع کردم به خوردن. تموم که شد بیشتر خودمو به سینه ته فشردم
+ سردته
- یکم
ته پتو رو بیشتر روم کشید و بوسه ای نرم روی موهام گذاشت و سیاهی. صبح با صدای تهیونگ بیدار شدم
- چیشده
+ مگه نمیخوای بریم شهر بازی
- چرا
+ خب پاشو دیگه تازه شب باید بریم خونه مامان من
- باشه بریم صبحانه بخوریم گشنمه
+ صبحانه چیه الان باید ناهار بخوریم
- چچچچچچچیییییییی مگه ساعت چنده
+ ۱ ظهر حدودا
- نمید زود تر بیدارم کنی
+ آخه خیلی ناز خوابیده بودی
- باشه من شب نمیام
+ چرا
- چون خونه عمم دعوتیم
+ ولی من میخواستم تورو به همه معرفی کنم
- تهیونگ بزار وقتی که بهت گفتم ازت خواهش میکنم. به عنوان همسرت ازت خواهش میکنم
+ باشه بانی کوچولو ولی بعدش برمیگردی پیشم
- معلومه
+ ساعت چند میری میخوام برسونمت
- همه ۴ میرن من ۵
+ خب پاشو حاضر شو که بریم خرید
- تهیونگ من دیروز یه عالمه از کارتت خرج کردم
+ خب فدای سرت من دوست دارم برای همسر عزیزم خرید کنم
- باشه ولی اول باید یه چیزی میل بفرماییم من گشنمه
+ باشه برو دست و صورتت رو بشور تا بریم ناهار بخوریم
رفتم دستشویی و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم بیرون و لباسم رو عوض کردم و رفتیم پایین.
- تهیونگ
+ جونم
- اجوما رو براش یه کار خوب پیدا کن منمیخوام خودم توی خونه کار کنم
+ اینجا عمارت موقتی هست وقتی بریم عمارت اصلی هر کاری دوست داشتی انجام بده چون هیچ خدمت کاری نیست
- باشه
نشستیم ناهار خوردیم . تهیونگ حاضر شده بود ولی من حاضر نبودم
- ته چی بپوشم
+ هودی مشکیه با شلوار جین
- باشه
- ۵۴۳
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط