ای که همه نگاه من ، خورده گره به روی تو

ای که همه نگاه من ، خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن ، پا نکشم ز کوی تو

گر چه به شعله میکشی، قلب مرا به عشوه ات
بر دو جهان نمی دهم یک سر تار موی تو
دیدگاه ها (۱)

آمده از جایی دور، اما زاده زمین‌ام امانت دار آب و گیاه، آورن...

محیط رحمت او دامن ِ آلوده می خواهد گنه نا کرده رفتن در حریمِ...

پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدمقبله اهل دل منم سهو نماز می‌ک...

در این عمری که میدانیفقط چندی تو مهمانی!به جان و دل، تو عاشق...

عاشقانه های شبنم

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط