برقص ای الهه آزادی

برقص ای الهه آزادی
برقص جان من برقص
برقص بر نعش نوکران امپریالیست
برقص بر نعش ارتجاع
برقص جان من برقص
با خنده بر لبانت
پیروزیست ،هم پیمانت
برقص
که آسوده است وجدانت
که تو شکوه آفتابی
که تو طلوع آفتابی
که تو خود آفتابی
ای الهه ی آزادی
برقص که این دنیایی زن ستیز
آب شود از شرم
که می نهد تهمت ها بجانت
که می کوشند کنند بدنامت
برقص که پیروزیست از آنت
برقص جان من برقص
بر مرگ سیا جفاکار
بر لاش خفاشان سیه اندیش سیه کار
بر لاش دشمنان آزادی
برقص
که تو خدای شوکتی
که تو آیتی مقاومتی
تو آیین پیکاری
تو ذهن بیداری
ای دخت قهرمان
ای امید نو جوان
فدای مقاومتت
هزار ها هزارجان
برقص
برقص
برقص
دیدگاه ها (۵)

مرزها (اگر سرحد نمی بود) می گویم کوبانی تنها نیست لیک. . . ...

قطعه می پرسیم، چرا چنین دلتنگم یاکه غمگین و افسرده و آژنگم ع...

دنیایی واژه ها من در میان دنیایی از واژه ها زیسته ام واژه ها...

زشت یا زیبا آیا واژه میتواند تنها نشان گر زیبای باشد؟ پس با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط