هنگامی که سکوت میکنم نمیدانم چرا انقدر رنجیده میشوند ازمن

هنگامی که سکوت میکنم نمیدانم چرا انقدر رنجیده میشوند ازمن

خب همیشه که نمیتوان پرهیاهو بود گاهی سکوت وتنهایی هم لازم است

خصوصا زمانی که دلت انقدر پر باشد از غصه که باهیچی آروم نشی

چقدر روزهای بدیست این روزها

چقدر تحمل این روز ا سخت است

چقدر درک کردن من سخت است

چقدر ساعت های این روزا طولانی ست

چقدر قلب کوچکم پر درد و صبور است
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

Part "73"☆ویو هانا☆فردای اون شب کذایی، رفتارهای ماریا کاملاً...

هنگامی که سکوت میکنم نمیدانم چرا انقدر رنجیده میشوند ازمنخب ...

#متن_خودم #عکس_خودم #تک_درخت_درونم #نیاز_دارم!نیاز دارم به گ...

و چقدر توضیح‌دادن حرف‌های ساده سخت است...

حدود شش سال است که انگار شش قرن برمن گذشته وآنقدر مرا این سا...

این روزها دلم برای کودکی هایم تنگ است . برای آن روزها که دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط