قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن، هَرگِز نمیبازَم ...

قُمارِ عِشق شیرین اَست و مَن، هَرگِز نمیبازَم ...
"تو" از آسِ دِلَت مَغرور و مَن، دِلخوش به سَربازم ...
چه حُکم اَست اینکه میدانی، که حُکماً دَستِ مَن خالیست ...
دِل و دَستَم که میلَرزَد ، خودَم را پاک میبازَم ...
وَرَق بَرگشته اَست اِمروز و "تو" حاکِم، مَنَم مَحکوم ...
چه بایَد کرد با این بَخت؟ میسوزَم و میسازَم ...
"تو" بازی میکُنی اَز رو وَ مَن، آنقَدر گیجم که ...
نِمیدانَم کُدامین بَرگ را ، بایَد بیَندازَم ...
اَگر حاکِم تویی اِی "عِشق" ، مَن تَسلیمِ تَسلیمَمْ ...
هَمه اَز بُرد مَغرورند و مَن، بَر باخت مینازَم ...
دیدگاه ها (۱)

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشتو برا...

شده تقدیرِ کسی باشی و قسمت نشود؟سالها گیرِ کسی باشی و قسمت ن...

وقتی که بند بند ِ دلت پاره پاره است رفتن همیشه ساده ترین راه...

آسماڹ بَس کُڹ دِگَر...اُوضاعِ حالَم ...خوب نیستدَررِقابَت .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط