دلم در لا به لای حرف های پنهان خودم گره خورده ؛ دلم آغوش

دلم در لا به لای حرف های پنهان خودم گره خورده ؛ دلم آغوش ِ پرواز های بی نقص می خواهد ؛ پروازی از جنس موج های روان ؛ تپش ِ حرف های کاغذی را می پسندم ، می دانم که شعر می شوند ، می دانم که جمله می شوند ، می دانم که حرف می شوند ، می دانم که من هستم ، می دانم که می اندیشم ، می دانم که جاری هستم ، می دانم حرف های کاغذی ام نیازی به سمعک های ِ پیر ندارد ، من ؛ می دانم !
دیدگاه ها (۱)

مرا به خاطره ها بسپار... آنگاه که در پرتگاه فراموشی ام..... ...

ز من نپرس که چرا پای علاقه ام ایستاده ام! سال هاست با خود تک...

از وقتی که بودنم را یاد دارم تا امروز که هنوز هم بودنم را می...

اهی می توان دوست داشت ... اتفاقی !!! با یک حس زیبا . mo...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

خاطراتِ معلق در نور

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

رقص با سایه ها پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط