p

p1
life likes bodyguard of BTS. ویو نویسنده
ما هر ماه دو تا سه روز وقت داریم برای آموزش هنر های رزمی به کسایی که میخوان بادیگارد شن‌ و روز آخر آزمون گرفته میشه و هر کسی که نمره ی کامل بگیره به عنوان بادیگارد اونجا کار میکنه. الان اولین روز از آموزش ها هست و گوون و وومین دارن آماده میشن که برن سرکار(وومین و گوون باهم زندگی میکنن)
ویو وومین
وقتی گوون از خواب بیدار میشه همیشه ی خدا اعصاب نداره. الانم که قبله ی عالم اعصاب نداره و به دلیل اعصاب نداشتن خودش مام باید اعصاب مون به سگ کشیده شه
گوون: این کراوات من کوووو؟؟؟؟(داد)
وومین:هویییی صداتو بیار پایین تو همون بِل بِشو بازارعه کنار تخته
گوون: خب کور که نیستم اینجا نیست(عصبی،داد)
وومین: بیام بکنم تو چشت؟؟
گوون:بیا(عصبی)
ویو گوون
به خاطر داد و بیداد های وومین از خواب نازم دل کندم تازه آقا طلبکاره که چرا عصبانیم؟؟؟ خب معلومهههه
وومین:بیا بگیر(عصبی)
گوون:حب حالا بیرون(جدی،عصبی)
از اتاق رفت بیرون منم کراواتمو بستم و راه افتادیم
>>>>>>>>>>>>
ویو کمپانی
سوهو:به به سلام داش گوون!!!
(گوون بی توجه از کنارش رد شد)
سوهو(رو به وومین):این چشه؟؟
وومین:میخواستی چش باشه؟؟؟ از خواب بیدار شده دیگه
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
ببخشید میدونم خیلی چرت و مسخره است
واقعا ببخشید اولین بارمه.......
ولی واقعا اگه دوستش دارین بگین ادامه بدم و شرط ها رو نرسوندین ولی چون پارت اوله گذاشتم.
راستی من ممکنه یه مدت نتونم پارت بزارم چون که مامانم گوشی رو گرفته و الان هم به زور از مامانم گرفتم.
شرط:
لایک:۱۰🦋
کامنت:۵🍁
بازنشر:۳✨️
دیدگاه ها (۳)

زیبام🦋🦋بانومون فالوشه🍁🍁https://wisgoon.com/mitra_ar

فیکشنشش عالیهههههبانومون فالوشه🍁https://wisgoon.com/00_xx_00

شوهر یا ارباب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط