من برای یک بازی جدید

من برای یک بازی جدید
آنچنان خسته ام
که به هر سو نگاه می کنم
آدمها مدام روی مغزم رژه می روند
و جای قدمهایشان روی سرم
خودنمایی می کند
این بار تن به بازی نداده باخته ام
دیدگاه ها (۱)

آدمهای حسود مثل درد بی درمانندهر جا که باشندبدبختی شان را هو...

عمری دویده ایمروز به روز بزرگتر و پیرتردر حسرت راه‌های رفته ...

با من حرف بزنمن تنها تنهایی هستمکه جز توکسی‌ نمی تواند شریک ...

#مدولباس_خانمانـــــﮩ

ما رو دنبال کنید

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

حالم خوش نیستحوصله آدم های دور و ورم را ندارم، هر روزی که می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط