سناریو

~سناریو~
#درخواستیـــ
وقتی دست رو دخترمون بلند میکنیم ( آت کتک می‌زنه بچه رو ) بعد اعضا عصبانی می‌شنن و مارو میزنن

نامجون: ببینم داری چه غلطی میکنی ؟( عصبی)
ات: م..م..من
نامجون: توچی هاااا؟؟؟؟ میخای بگی من بچمو نزدم هاااا؟؟؟؟
ات: ن..نه فقط
نامجون: گمشووو تو اتاقت.. هروقت سر عقل امدی از دخترمون عذرخواهی کن

جین:( با شک بهت نگا میکنه و یه سیلیه محکم بهت میزنه)
جین: واقعا برات متاسفم...تو قبل از اینکه دخترمون به دنیا بیاد گفتی قول میدم همیشه باهاش مهربون باشم چیشد؟؟ هاااا؟؟( آخرش عربدع)


شوگا:( انقدر کتکت زد که بیهوش شدی و آخرش پشیمون شد)
شوگا: تو مگه نگفتی دخترمونو دوس داری پس چیشد؟ هوم!؟ مثله اینکه زیادم خوشت از دخترمون نمیاد


جیهوپ:( دلش نیومد بهت بزنه)
جیهوپ: ات..فقط گمشوو نمیخام ببینمت
ات: ولی....
جیهوپ: گفتم گمشوووو( عربدع)


جیمین: اون مگه چندسالشه که اینجوری میزنیش هاااااا؟؟؟؟( عصبی)

جونگکوک: ( مثله جین)

تهیونگ: یعنی انقدر..از دخترمون بدت میاد که اینکارو میکنی؟..فقط میتونم بهت بگم برات متاسفم اون امروز ازم خواست که باهم سوبرایزت کنیم ولی تو چیکار کردی؟ ببین یا میری ازش عذر خواهی میکنی یا دیگه هیچوقت منو نمیبینی

حمایتتتتتتتتت 🩴
دیدگاه ها (۱۵)

~سناریو~#درخواستیـــ وقتی خبر دایی شدنشون رو بهشون میدی(یعنی...

سناریو تصویری/ جونگکوک

~سناریو~#درخواستی وقتی دخترتون به شوخی میگه باردارم نامجون:...

~ سناریو ~وقتی داری آهنگ میخونی که یهو اونا رو میبینی..نامجو...

~ سناریو ~وقتی خندت یهو میشه گریه..نامجون: چ.. چیشد؟( نگران)...

پارت 31ساعت بعددکتر از اتاق امد بیروندکتر: شما چیکار کردین؟(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط