گاه یک سنجاقک ،

گاه یک سنجاقک ،
به تو دل می بندد...

و تو هر روز سحر،
می نشینی لب حوض،
تا بیاید از راه،
از خم ییچک نیلوفرها،
روی موهای سرت بنشیند،
یا که از قطره اب کف دستت بخورد...

گاه یک سنجاقک ،
همه معنی یک زندگی است...
دیدگاه ها (۱)

.. کاش مے شد خویشتن را بشکنیمیک شب این تندیس تن را بشکنیمبشک...

با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام با خودم یک خلوت جانان...

ﺑﻌﻀﻰ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ.. ﻧﻪ ﻋﺎﺩﺗﺴﺖ… ﻧﻪ ﻋﺸﻘﺴﺖ… ﻧﻪ ﺩﻭﺳتﺩﺍﺷﺘﻦ…ﭼﻴﺰﻯ ﻓﺮﺍﺗﺮ...

سینه از آتش دل درغم جانانه بسوخت...آتشی بود درین خانه که کاش...

(لانه ی وسوسه) تام ریدل

نفس عمیقی کشیدی و سعی کردی خودت رو بی‌خیال نشون بدی. دستت رو...

تک پارتی جونگ کوک ***### عنوان: مراقبت از خرگوش کوچکوقتی وار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط