پارت خون ملکه خاص

پارت 10 خون ملکه خاص


کوک رفت عقب و اومد نزدیک من تا بهم ضربه بزنه اما من جا خالی دادم اون هی میخواست منو بزنه که من با آرامش جا خالی میدادم که با پاش زد تو شکمم وقتی این کار رو کرد دیگه رد دادم و این بار من زدمش طوری که اون دیگه حتی نتونست از جاش بلند شه و همون جور که افتاده بود زمین کفش پاشنه بلند ام رو جلو چشمش گذاشتم و گفتم من از همه فرار نکردم که الان تو بخوای بگی من جزو اموالتم پس دیگه با من در نیافت و خیلی آروم رفتم رو مبل کنار تهیونگ نشستم کوک هم رفت تا ی دوش بگیره و لباس عوض کنه که من زدم زیر گریه اما بلند نه فقط از چشمام اشک میومد که تهیونگ سکوت بینمون رو شکست و گفت
چرا گریه میکنی تو که برنده شدی
منم گفتم
الان کوک هم از دست دادم دیگه حتی بهم نگاه هم نمیکنه من فقط میخواستم دوسم داشته باشه فقط میخواستم خود واقعیم باشم اما مثل اینکه آدم ها به خود واقعی من زور میگن و سعی به تغییرش دارن حالم بده چجوری دیگه بهش نگاه کنم اگه توی مبارزه میباختم یا جوابش رو نمی دادم آینده ام نا معلوم میشد و ممکن بود بخواد بهم دست بزنه در حالی که حتی بهش نمی تونم بگم اگه باهام رابطه داشته باشه من خودم رو می کشم
* خب آخه چرا دخترا دیگه که اینطوری نیستن
+ تو چشم های من نگاه کن من شبیه دختر های دیگه ام دختر های دیگه تا الان صد دفعه تو بغل اون خوابیده بودن یا ازش می ترسیدن اما من من نمیتونم این رو که کسی بخواد بدونه خواسته خودم بهم دست بزنه رو قبول کنم من نمی تونم پس اگه اتفاق بی افته خودم رو می کشم
تهیونگ اومد بغلم کرد و گفت آروم باش خب اشک هات هم پاک کن من باهاش حرف میزنم الان هم برو صورتت رو بشور خب افرین
با حرف تهیونگ سریع اشک هام رو پاک کردم و خندیدم و مثل بچه ها رفتم تا صورتم رو بشورم
« ویو کوک »
خیلی عصبی بودم به ی دختر باخته بودم رفتم ی دوش 10 مینی گرفتم سریع ی لباس دیگه پوشیدم و رفتم سمت پله ها که صدای گریه اومد چند تا پله دیگه رفتم پایین که دیدم ا.ت داره گریه میکنه که تهیونگ بهش گفت ...... ( خلاصه کل حرفاشون رو شنید )
بعد دیدم ا.ت داره میره سمت دستشویی پس آروم رفتم پایین و طوری رفتار کردم که انگار هیچی نشنیده بودم ولی خب کمی ناراحت شدم خب حق داشت اگه اون حرف ها رو نمی زد جدی جدی میخواستم امشب اونجوری تنبیهش کنم پس رفتم پیش تهیونگ
تهیونگ میخواست حرف بزنه که گفتم نمیخواد خودم همه چیز رو شنیدم نگران نباش فردا از دلش در میارم
« پایان پارت 10 »
دیدگاه ها (۰)

پارت 11 خون ملکه خاص«ویو ا.ت »صورتم رو شستم اما چون لوازم آر...

پارت 12 خون ملکه خاصپس بدون معطلی و سریع ا.ت رو براید استایل...

پارت 9 خون ملکه خاصدر رو باز کردیم ی پسره مثل جت کوک رو بغل ...

لباس ا.تمدل مو ا.تبین اون دو تا کفش یکی رو انتخاب کنید

خدایا اون نتو وصل کن، مدرسه حداقل می رفتم بهتر بود...قبلاً خ...

ادامه ی پارت ۵0 ....ویو تهیونگ: اروم دستم رو روی صورت کوچولو...

دورگه عشق پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط