『 #Dark Fantasy Romance 』

#Dark Fantasy Romance 』
The Scarlet Cure
━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━
پارتـ.ـ¹²

در اقامتگاهِ ملکه‌، بوی عودِ صندل و اسطوخودوس با هوای سنگینِ قصر در هم آمیخته بود.
ملکه کاترینا پشتِ میزِ آبنوس نشسته بود و چایِ گیاهی‌اش را آرام برمی‌داشت. سلین با بی‌قراری در طول و عرضِ اتاق قدم می‌زد، پیراهنِ سرخ‌رنگش روی سنگ‌فرش‌ها می‌کشید و چهره‌اش از عصبانیت سرخ شده بود.
سلین دست‌هایش را فشرده و با بغضی خشمگین گفت:
— بانوی من! اون دختره... اون اسیرِ بی‌ارزشِ آروندیلی... عالیجناب جلوی اون دختره بی‌ارزش با من بدرفتاری کردند و از اتاق بیرونم کردند.. این رفتار شایسته‌ی ملکه‌ی آینده‌ی بلادمور نیست!
کاترینا فنجانش را روی نعلبکیِ چینی گذاشت. صدای تقِ کوتاهش باعث شد سلین از حرکت بایستد. نگاهِ ملکه سرد، باتجربه و پر از نقشه‌های شوم بود:
— آروم باش سلین. گستاخیِ یک دخترِ شکست‌خورده نباید لبخندِ تو رو خراب کنه. جونگ‌کوک لجبازه... اون همیشه فکر می‌کنه همه‌چیز رو زیر کنترل داره. اما نگه داشتنِ پرنسسِ آروندیل توی اتاقِ شخصی‌ش، اشتباهیه‌ که خودش راه رو برای سقوطش باز می‌کنه.
سلین نزدیک‌تر آمد و روی صندلیِ روبه‌روی ملکه نشست:
— منظورتون چیه‌ بانوی من؟ می‌خواید چیکار کنید؟
کاترینا لبخندِ تلخی زد:
— شورا به شدت ناراضیه. من دارم کاری می‌کنم که اشراف‌زادگان باور کنن جونگ‌کوک جادو شده یا عقلش رو به خاطر اون دختر از دست داده. تو هم باید به رفت‌وآمدهای اون اتاق دقت کنی. لیندا مدام داروها و معجون‌های مشکوک به اون برج می‌بره... فقط کافیه نقطه ضعفش رو پیدا کنیم تا اون دختر رو جلوی پای اژدهایان بسوزونیم!
در همین حال، در اتاقِ سنگین و خاموشِ برجِ پادشاه، الوآ سوپش را نیمه‌کاره رها کرده بود و به نقطه‌ای روی فرشِ تیره زل زده بود.
جونگ‌کوک به خاطر جلسه‌ی ناگهانی با فرماندهانِ مرزی اتاق را ترک کرده بود.
تق‌تقِ ملایمی به در خورد و لیندا با یک کیفِ چرمی و ظرفی از مرهم‌های معطر وارد شد. نگاهی به چهره‌ی افسرده و بی‌حالِ الوآ انداخت، در را پشت سرش بست و با قدم‌هایی آرام به تخت نزدیک شد:
— سلام پرنسس... حالتون چطوره؟ گردنتون هنوز می‌سوزه؟
الوآ سرش را بالا آورد. دیدنِ چهره‌ی مهربان و آرامِ لیندا، تنها حسِ امنیتی بود که در این قصرِ نفرین‌شده به او دست می‌داد. الوآ با صدایی خسته زمزمه کرد:
— سوزشِ گردنم مهم نیست لیندا... حس می‌کنم دارم توی این تاریکی خفه می‌شم. چرا پادشاهتون منو نمی‌کشه؟ چرا مثل بقیه اسیرا منو به سیاه‌چال نمی‌بره؟
ادامه دارد...
شرط‌ها = ۴۰ لایک ــ ۴۰ کامنت ــ ۱۵ بازنشر

#TheScarletCure #DarkFantasyRomance #JeonJungkook #JungkookFanfiction #EluaVoltaire
دیدگاه ها (۶۸)

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط