part
part9
بعد از کلاس با آقای لی با خانم مین کلاس داشتیم زن مهربونی بود و لبخند قشنگی داشت و سختگیر نبود بعد از اتمام کلاس با دخترا به سمت غذا خوری راه افتادیم
لیسا: هی هانا اون پسره میبینی
هانا: کدوم پسره؟
لیسا: همون که لباس سفید با کروات آبی پوشیده.
هانا: آهان دیدمش خوب؟
لیسو: بهش میگن ایدل دانشگاه همه دخترای دانشگاه کشته مرده اشن روش کراش دارن
هانا: این ؟ خنده داره
لیسا: راستش لیسو قبلا روش کراش داشت سگی
هانا: راست میگه لیسو روی این تخم مرغ کراش دا شتی؟( میخنده)
لیسو: عه نخند بچه بودم تازه میدونی بهش چی میگن؟
هانا: چی ؟
لیسو: تهیونگ دانشگاه
هانا:( غذا تو دهنش پرید) چیییی اینا بهش میگن تهیونگ وای خدا کمک
لیسا: دخترا دخترا ببینید توی گروه دانشگاه چخبر شده لینا رفته روی پشته بوم
لیسو: باز شروع شد ب
......
همگی: لینا بیا پایین کله خری نکن
لینا: من بهت قلبم دادمم ولی تو ردش کردیی
همگی: لینا بس کننن بیا پایین
لینا: لینو من تورا بدست میارمممم چرا به من جواب بله ندادییی به اون جینا مو بنفش جواب مثبت دادیی
لیسا: وای خدا
لینا: من بخاطر تو خودم از اینجا ميندازم پایین
حراست: باز شروع شد بدویید چرا اینجایید مگه کلاس ندارید جانگ لینا بیا پایین بس کن از دست شما ها نمیتونم یه آب بخورم از بس شکسته عشقی میخورید عه خستم کردید
.....
🎀جونگسو عزیزم ( به یاد بابالنگ دراز افتادم ) امروز روز خوبی بود توی دانشگاه یک پسره بهش میگن ایدل دانشگاه و تهیونگ دانشگاه ولی از نظر من هیچ شباهتی به تهیونگ نداشت بعد یک دختره ای بخاطرش میخواست خود...ک..شی کنه که حراست اومد و جمش کرد امیدوارم که زیاد خسته نشی منتظر پیامت میمونم بوس بایی
کامنت ۲۳
لایک ۲۳
مراقب خودتون و خانواده هاتون خیلی باشید قشنگام 🎀💕
بعد از کلاس با آقای لی با خانم مین کلاس داشتیم زن مهربونی بود و لبخند قشنگی داشت و سختگیر نبود بعد از اتمام کلاس با دخترا به سمت غذا خوری راه افتادیم
لیسا: هی هانا اون پسره میبینی
هانا: کدوم پسره؟
لیسا: همون که لباس سفید با کروات آبی پوشیده.
هانا: آهان دیدمش خوب؟
لیسو: بهش میگن ایدل دانشگاه همه دخترای دانشگاه کشته مرده اشن روش کراش دارن
هانا: این ؟ خنده داره
لیسا: راستش لیسو قبلا روش کراش داشت سگی
هانا: راست میگه لیسو روی این تخم مرغ کراش دا شتی؟( میخنده)
لیسو: عه نخند بچه بودم تازه میدونی بهش چی میگن؟
هانا: چی ؟
لیسو: تهیونگ دانشگاه
هانا:( غذا تو دهنش پرید) چیییی اینا بهش میگن تهیونگ وای خدا کمک
لیسا: دخترا دخترا ببینید توی گروه دانشگاه چخبر شده لینا رفته روی پشته بوم
لیسو: باز شروع شد ب
......
همگی: لینا بیا پایین کله خری نکن
لینا: من بهت قلبم دادمم ولی تو ردش کردیی
همگی: لینا بس کننن بیا پایین
لینا: لینو من تورا بدست میارمممم چرا به من جواب بله ندادییی به اون جینا مو بنفش جواب مثبت دادیی
لیسا: وای خدا
لینا: من بخاطر تو خودم از اینجا ميندازم پایین
حراست: باز شروع شد بدویید چرا اینجایید مگه کلاس ندارید جانگ لینا بیا پایین بس کن از دست شما ها نمیتونم یه آب بخورم از بس شکسته عشقی میخورید عه خستم کردید
.....
🎀جونگسو عزیزم ( به یاد بابالنگ دراز افتادم ) امروز روز خوبی بود توی دانشگاه یک پسره بهش میگن ایدل دانشگاه و تهیونگ دانشگاه ولی از نظر من هیچ شباهتی به تهیونگ نداشت بعد یک دختره ای بخاطرش میخواست خود...ک..شی کنه که حراست اومد و جمش کرد امیدوارم که زیاد خسته نشی منتظر پیامت میمونم بوس بایی
کامنت ۲۳
لایک ۲۳
مراقب خودتون و خانواده هاتون خیلی باشید قشنگام 🎀💕
- ۳.۴k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط