اگر میخواهے از حال من بدانے

اگر میخواهے از حال من بدانے
سخت نیست!
تصور کسے را که
هر روز چند بار ،
و هر‌ بار چند ساعت ،
روبروے پنجره می ایستد...
و کسے
که نیست را به خاطر مے آورد؛
کسے که نیست
کسے که هست را
از پاے در مے آورد...!
دیدگاه ها (۱)

لحظه ے شیرینی که به تو دل بستماز تو پرسیدم من : تو منی یا من...

عشق را آموختم از بلبلےچون بدیدم رسم عشقش با گلےپر گشود و دور...

خیلی خوبه..خیلی خوبه که عقربه های ساعت اینوری می چرخن!یه لحظ...

هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیستهم موقع سفر چمدانم نبود و ...

گاهی یک لبخند کوچک،یک سلام ساده،یا یک دعای خیر...می‌تواند حا...

تصور کنید...شما یه بادیگاردید؛ کسی که وظیفه‌ش محافظت از جون ...

دوست داشتنت شبیه نفس کشیدن است…بی‌صدا، بی‌ادعا، اما حیاتی.حو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط