من در انتظار معجزه ام

من در انتظار معجزه ام ...
معجزه ی تو ! معجزه ی عشق!
من سالها پیش به معجزه ایمان اوردم ، زمانی که با قدم های تو تمام اسمان را زیرپا گذاشتم و با قلب تو عاشق شدم!
زمانی که با صدای تو ترانه زندگی را زمزمه کردم و با نام تو اشنای این دنیای بیگانه شدم...
مردم میگویند دیوانگی ! من اما میگویم معجزه...!
وقتی روزگار انقدر گهواره رویاهایم را تکان داد که تمام ارزوهایم به خواب رفتند و تو تنها ارزوی بیدارم باقی ماندی ؛ یعنی معجزه!
وقتی در هزارتوی اشفته خیالم تنها رد قدم های توست که پررنگ تر از هر نشانی باقی مانده؛ یعنی معجزه!
وقتی رنگ سرخ سیب لبخندهایت تنها نقطه ی رنگی در زنگیم شده؛ یعنی معجزه!
وقتی عطر نارنج احساست که مرا عاشق کرد هنوز هم از شمال خاطراتم به مشام میرسد؛ یعنی معجزه!
وقتی عمری ست تمام قاصدک هایم را در مسیری که تو رفتی به دست باد میسپارم ؛یعنی معجزه!
وقتی وقتی دلم میداند تو برای شنیدن ندبه هایش از اسمان هم بالاتری اما باز هم هر شب کمیل میگیرد و به ماه توسل میکند ؛ یعنی معجزه!
میشنوی صدایم را؟! میبینی درماندگی ام را؟!
انگار در اسمان بدجور سرت شلوغ است که جواب عاشقانه هایم را نمیدهی!
تو سکوت میکنی و مردم میگویند دیوانگی! من اما به معجزه ایمان دارم...
معجزه ی تو! معجزه ی عشق!
دیدگاه ها (۱)

توی اولین سطر دفتر امروز نوشتم : دنیا فقط آزمایشگاه نیست و خ...

I love you all the way. You are mine.

کوچ

سربازان غیور مزدور وهابیت ؟

پارت 8

خون و عسل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط