یک شاخه عشق می‌دهمت ، بو نمی‌کنی

یک شاخه عشق می‌دهمت ، بو نمی‌کنی

دیوانه‌ای تو هم به خدا ، رو نمی‌کنی !

رویت همیشه در نظرم هست نازنین

هر چند این زمانه به ما رو نمی‌کنی !

جادوی چشم‌هات به بندم کشید و رفت

بهر رهایی‌ام ز چه جادو نمی‌کنی ؟

بر پشت‌بام عاشقی‌ام ، برف غم نشست !

پارو به دست داری و پارو نمی‌کنی

خو کرده‌ام به سنگ‌دلی‌هات ، بی‌وفا

اما تو سنگ‌دل به کسی خو نمی‌کنی

یاری طلب نمودم و کسی یاری‌ام نکرد

چشمم به دست توست ، تو یاری نمی‌کنی
دیدگاه ها (۳)

بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!دست های خالی از احسا...

از روی مهر با من دلخسته یار شوپاییز کوچه های دلم را بهار شوا...

.من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زندگ...

موی ِ خرمای ِ تو ، نخلستان تر از این حرفهاستبید ِ مجنونی که ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۴یاد خون دماغ تهیونگ افتادم ...

in your eyes

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط