دوست دارم که تو اتش بزنی جانم را

دوست دارم که تو اتش بزنی جانم را
بکش اتش که از این ثانیه ها بیزارم

شب بدون و تو اغوش و لب و دلتنگی
تو چرا با دل دیوانه ی من میجنگی

من عزیزم ولی از داغ تو هی لبریزم
حجم این کوه غرور تو مگر میریزد

دور و درگیر و پر از رویایی
گفته بودند اگر شکوه کنم می آیی

من نوشتم
گله کردم
و چه تنها ماندم

زیر لب نام تو را با چه غمی میخواندم

امیر نوشت🖋️
#دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

نارنجی دلم می‌خواست بینِ خنده‌ ها و موهات اسمِ تو را صدا کنم...

دلم تنگ شدهبرای مرتب کردن موهایتگاهی باید بنشینم کنجی از خان...

هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش، مثل گوش دادن به يه آهنگ، می‌...

دنیا به کامتون...بدرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط