کوک کرده ام

کوک کرده ام
چشم هایم را
برای لحظه ی آمدنت !!


می ترسم
این عقربه های لعنتی
باهم تبانی کنند
و
آنقدر برخلاف آرزوهایم بچرخند
که تو یادت برود
فصل رسیدن است ،
که باید بیایی....!
دیدگاه ها (۴)

شب ها که آسوده در خواب خوش هستیبا خاطراتِ تو ؛ من در کلنجارم...

گاهی بلد باشبودن را کنارِ آن نفسی که بی تو میگیرد ،،،#لیلا_م...

حضورت .... حسِ ...؟ نیایش اس...

‏‎تو مَرا یَواشَڪی دوست بِدار.‏‎مَن تـــــو را ‏‎در شِعرهای...

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط