توی کافه‌ی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید؛

توی کافه‌ی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار می‌کشید؛
یکی دیگه رفت جلو گفت: – ببخشید آقا!
شما روزی چند تا سیگار می‌کشین؟

- منظور؟
- منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین
به اضافه‌ی پولی که به خاطر این لامصب خرج دوا و دکتر می‌کنین
شاید الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود!
- تو سیگار می‌کشی؟
- نه!
- هواپیما داری؟
- نه!
- به هر حال مرسی بابت نصیحتت
در ضمن اون هواپیما که نشون دادی مال منه
دیدگاه ها (۵)

اعتیاد من بهت.

زیبای کوچک فریبکار

عنوان: عنوان دوست پسرت( ساتورو گوجو)سلام سلام خوشگلا ایندفعه...

سناریو بلولاک/قفل آبی

پارت ۶ "اخر"ساعت ۵ و ۲۹ دقیقه عصر_تهیونگ:بعد از اون بوسه از ...

*.the Law of Violence.*

پارت ۳ ویو ات ...خب، رسیدیم به اتاق‌ها. من و سولا رفتیم تو ا...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

صدای باز شدن در آمد.تو روی مبل لم داده بودی، با چند تا کیسه‌...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط