میگماین پسره که بسته رو برات آوردمیشناسیش

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "
𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟬




+میگم..این پسره که بسته رو برات آورد..میشناسیش؟
♧چه شکلی بود
+چهار شونه..قد بلند..جذاب..با موهای مشکی..چشماش......
♧هوی بچه با این توصیفات تو چجوری بفهمم کیه
+خب همین شکلی بود دیگه
♧تو فقط داری میگی خوشگل بوده این همه آدم من از کجا بفهمم کیه
+آها یادم اومد فکر کنم اسمش جئون جونگ کوک بود
♧چی*شوکه*
+میشناسیش؟
♧هاا..نه‌..نمیشناسمش*دست پاچه*
+مطمعنی؟
♧آره‌‌غذا تو بخور
+هوم..باشه



__________________________



ویو جیمین

الان چند ساعته که تهیونگ داخل کماست دکترا میگن وعضش خیلی وخیمه..دلیلش هم مصرف زیاد مشروب بوده..لعنتی اون هیچ وقت اینقدر نمینوشید..اگه اتفاقی براش بیفته هیچ وقت خودمو نمیبخشم..نمی‌بایست تنهاش بزارم باید بیشتر حواسم بهش میبود..همش تقصیر منه..لعنت به من..نمیتونم هیچ وقت خودمو ببخشم


@جیمین*آشفته*
÷ج.جونگکوک؟*بغض*
@تهیونگ کجاست*آشفته*
÷داخل اون اتاق*بغض*

جیمین به سمت اتاق انتهای سالن اشاره کرد و جونگکوک با عجله به سمت اتاق رفت ولی در بسته بود...جونکوک هی با دست به در اتاق ضربه میزد که باز بشه ولی دوتا پرستار اومدن و جلوش رو گرفتن و نزاشتن بره داخل

@ولم کنین..بزارید برم داخل*داد بغض*
؟ببخشید ولی شما نمیتونین برین داخل

÷جنگکوک‌..بس کن*گریه داد*
.ولی تهیونگ...*بغض*
÷ما نمیتونیم بریم داخل*داد*
@....
÷بیا بشین


جونگکوک‌ رفت و روی یکی از صندلی های بیمارستان کنار جیمین نشست هردو منتظر بودن که خبری از تهیونگ بهشون بدم ولی چند ساعت بود که خبری از دکتر ها نبود تا اینکه.....‌..



ادامه دارد.....‌‌‌...


ببخشید که دیر به دیر پارت میزارم و کم مینویسم و میدونم این پارت هم چرت شد معذرت میخوام
دیدگاه ها (۱۱)

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟒𝟏جونگکوک‌ رفت و روی یکی از صن...

پیج سومم : @my_love_is_bts_7

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟗[ مکالمه تماس ]@ بله÷جونگکوک...

" 𝑀𝓎 𝓌𝒾𝓁𝒹 𝒷𝑜𝓎 𝒻𝒾𝓇𝑒𝒹 ² "𝒫𝒶𝓇𝓉 : 𝟑𝟖جیمین وارد اتاق تهیونگ شد که...

سناریو درخواستی وقتی تا دیر وقت میخوری و مس.ت دیر وقت برمیگر...

سناریو درخواستی وقتی تا دیر وقت میخوری و مس.ت دیر وقت برمیگر...

نیشخندی زد-شوخی کردم..بریم از جیمین خدافظی کنیم. لباساتو عوض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط